بررسی تطبیقی آرای ابنعربی و عزالدینکاشانی در باب قُرب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
2 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی،دانشکده علوم انسانی و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان، زنجان، ایران
3 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و هنر، دانشکده علوم انسانی و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زنجان، ایران
doi
10.22108/coth.2023.137058.1809چکیده
«قرب» در قاموس متصوفه از احوال عرفانی و به معنی اطاعتی است که موجب تقرّب مطیع به مطاع میشود. نویسندگان این پژوهش برآنند تا با بررسی آرای ابنعربی و عزالدین کاشانی در باب قرب عرفانی، نوع تلقی، نوآوری و وجوه اشتراک و افتراق این دو اندیشهورز متصوفه را با روش توصیفیتحلیلی و بر مبنای مستندات کتابخانهای باز کنند. براساس نتایج تحقیق، هر دو اندیشمند، قرب نوافل را برتر از قرب فرایض میدانند و دلیل برتری را به محبت الهی پیوند میزنند. قرب حقیقی در تلقی هر دو، وصل به محبوب و مشاهدة او نیست؛ بلکه این نوع قرب در نظر کاشانی با پیوند به شوق مخصوص، در قوس صعودی، مستمر و دائمی است؛ در نظر ابنعربی نیز سالکانِ واصل دائماً در مشاهدة قرب هستند و این رؤیّت چیزی جز تجلّی حق نیست. هر دو برآنند که علم لدّنی مخصوص اهل قرب و یکی از ملزومات نیل به قرب حقیقی است. کاشانی با پیوند قرب به جمع و تفرقه عرفانی برآن است که در قرب تام، روح سالک در محل جمع با وجود صفت تذلل در عبودیتش، صفت ترفع به درجات والا را نیز داراست؛ اما ابنعربی با تمایز قائل شدن به این نوع تفسیر، برآن است که برخی بزرگان متصوفه به جهت تلقی قرب در مقام جمع و بُعد در موضع جدایی، معرفت بُعد را در باب قرب داخل کردهاند.