بررسی رویکرد الهیاتی لیندا زگزبسکی در باب قدیسان اخلاقی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه مبانی نظری اسلام، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22108/coth.2023.135534.1767چکیده
لیندا زگزبسکی، ازجمله فیلسوفانی است که با بسط نظریة انگیزش الهی خود در زمینة عواطف و انگیزههای قدیسان، کوشید خلأ مهم تبیینهای پیش از خود دربارۀ حیات قدیسانه را پر کند و نشان دهد چرا توجه به قدیسان نباید صرفاً محدود به جایگاه آنان بهمثابة الگوهای اخلاقی باشد. ازنظر او، ارتباط قدیسان با خدا همان چیزی است که آنها را در بلندای قلل اخلاق جای میدهد. او بهدرستی بر عواطف قدیسان، تمرکز و بینشهای ارزشمندی در رابطه با روانشناسی اخلاقی آنها ارائه میکند. در این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم قداست و ریشههای تاریخی آن در فرهنگ مسیحیت، کوشیده شده است از رهگذر تبیین دو نظریة مهم سرمشقگرایی و انگیزش الهی زگزبسکی، مهمترین ادلة او در باب سبک زندگی قدیسانه به بوته نقد گذاشته شود. با اینکه دیدگاه جذاب او پیشرفت مهمی در جهت درک و توجیه مفهوم قداست اخلاقی به حساب میآید، از این حیث که هنوز نمیتواند حد و مرز تقلید از قدیسان و نیز ماهیت ارتباط آنها را با خدا بهطور دقیق روشن کند، ناقص است. همچنین، زگزبسکی از نقش جوامع و نهادهای مذهبی و تربیت معنوی در زیست قدیسانه غفلت کرده است و توجه چندانی به فضایل و موهبتهای خاصی که قدیسان بهویژه در فرهنگهای غیرمسیحی از آنها برخوردارند، نداشته است؛ بنابراین، از این نظر، تبیین او جامعیت کافی ندارد.