بازتاب کهن‌الگوهای روان‌زنانه و روان‌مردانه از دیدگاه یونگ در خانه های سنتی فلات مرکزی ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رشت، رشت، ایران

3 استادیار گروه معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رشت، رشت، ایران

4 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، رشت، ایران

doi
10.22059/jwica.2020.307363.1463
چکیده

کهن‏الگو در روان جمعی انسان برانگیزانندة اعمال انواع کنش در ذهن معنوی اوست و از آنجا که جوهرة هنر، ذهن و روان آدمی است، مقالة حاضر ارتباط میان روان‌کاوی و معماری را جست‌وجو می‏کند. کارل گوستاو یونگ، مبدع نظریة روان‌شناسی تحلیلی و باسط تئوری کهن‏الگوها، معماری را چونان روان انسان می‏داند. به‌طوری‌که موقن است ابداً پدیده‏ای دست‏ساز بشر موجود نیست که نخست به‏ صورت پندار و خیال در روان نبوده باشد. شمار کهن‏الگوها به‏عنوان موضوع اصلی بحث بسیار است. این تحقیق با محوریت قرار دادن دو کهن‏الگوی آنیما و آنیموس، نخست در پی یافتن و گردآوری نمادهای این کهن‏الگوها در اندیشه‏ها، آیین‏ها و باورهای قومی و سپس ایجاد تناظر در نمادهای برخی از مهم‏ترین اجزای خانه‏های سنتی فلات مرکزی ایران شامل دستگاه ورودی، حیاط، ایوان، حوض‌خانه، اتاق، بادگیر، سرداب و سایر است. مقالة پیش رو با رویکرد تحلیل محتوا در پارادایم کیفی به‏روش استقرایی و قیاسی انجام پذیرفته است. نتایج تحقیق نشان می‏دهند میان نمادهای کهن‏الگوهای آنیما و آنیموس و مضامین معنوی نهفته در اجزای خانه‏های سنتی تناظر برقرار است و همان‏گونه که روان انسان کامل سرشتی دووجهی دارد، تعادل میان هردو نمودهای ‏روان‏زنانه و روان‏مردانه در کلیت والای معماری سنتی خانه نیز دیده می‏شود.