الماس مؤنث: رویکردی پسافمنیستی به تجلی زنان در نقش سیاه در دوران پس از انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی گروه هنرهای نمایشی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی گروه هنرهای نمایشی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران

doi
10.22059/jwica.2020.308475.1468
چکیده

در تاریخ نمایش سنتی ایران، به‌ویژه سیاه‏بازی، کنشگری و حضور زنان در این عرصۀ فرهنگی هنری در بسیاری از وجوه کم‏رنگ و گهگاه کاملاً محو بوده است. همچنین به دلیل عدم ثبت وقایعِ نمایش سنتی، اسناد زیادی در این رابطه وجود ندارد. با وجود این، یکی از جنبه‏های مهم کنشگری زنان در دهه‏های اخیر در زمینۀ نمایش‏های سنتی، به‌خصوص در سیاه‏بازی رُخ داده است. این فعالیت‏ها به خلق شخصیت الماس (سیاه) مؤنث بین زنان ایرانی منجر شده که تا پیش از انقلاب اسلامی وجود نداشته است. این مقاله به حضور زنان در این گونۀ نمایشی و بازی در نقش الماس می‏پردازد و جنبه‏های اجتماعی حاصل از این رویداد را در حوزۀ نظری، بر‌اساس آرای فمنیسم پست‏مدرن با تأکید بر مفهوم «دیگری» و نیز بر‌اساس نظریات جودیت باتلر با محوریت «هویت جنسیتی» و «مخالف‏پوشی» بررسی می‏کند. تلاش بر این است بدانیم چرا زنان تا پیش ‏از این در نمایش‏های سنتی ایرانی حضور نداشته‏اند و با حضور خود چگونه یک گفتمان زنانه را شکل داده‏اند. به منظور بررسی جزئیات شکل‏گیری شخصیت الماس مؤنث، از گزیده‏ای از متون نمایشی و اجراها هم استفاده شده است. مقاله نشان می‏دهد که «دیگری‌بودن» باعث ساختارشکنی و خلق رویداد جدیدی می‏شود که همانا شروع شکل‏گیری الماس مؤنث در قالب یک گفتمان زنانه است: گفتمان تازه‏ای که حاصل رویکرد تبدیل به دیگری و به‌هم‌ریختن عرف‏های جنسیتی است.