پی‏ جویی نشانه ‏های نوشتار زنانه در سه‏ خشتی‏ های کرمانجی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدة پژوهش‏های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان

2 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکدة پژوهش‏های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان

doi
10.22059/jwica.2020.301699.1425
چکیده

بومی‏سروده‏ها به‏ سبب بیرون ماندن از دایرة ادبیات فاخر و رسمی کمتر در حوزة مطالعات ادبی مورد پژوهش نظام‏مند قرار می‏گیرند. همچنین زنان اغلب به‏عنوان آفرینشگران اثر ادبی نادیده انگاشته شده‏اند و این کاستی جست‌وجوی فردیت زن در چارچوب گفتمان‏های ادبی را دشوار کرده است. بدین‏سبب، به سهم زنان در شکل‏دهی به مجموعه ادبیات کرمانجی نیز تاکنون پرداخته نشده است. این نوشتار یک موردکاوی در حوزة نقد ادبی فمنیستی، با رویکرد تحلیلی‌ـ تفسیری و با هدف توسعه‏ای است که تلاش دارد با کشف نشانه‏های نوشتار زنانه در سه‏خشتی‏های کرمانجی، بسامد صدای زنان را در این آثار آشکار کند. در جست‌وجوی این نشانه‏ها، نگارندگان هزار و 386 سه‏خشتی را بررسی کردند که از این شمار، 269 سروده (یک‏چهارم از اشعار دارای شناسة جنسیتی) را می‏توان بارور از نشانه‏های بیان زنانه دانست. سه‏خشتی‏های سروده‏شده از سوی زنان، از دید موضوع در پنج گروه قابل بخش‏بندی‌اند: عشق و دلدادگی؛ ازدواج؛ مهاجرت، کوچ و جنگ؛ نقش‏پذیری اجتماعی؛ و اندرز، نفرین، معرفی خود و...؛ شناسه‏های بیان زنانه در این ترانه‏ها را می‏توان در دو گروه شناسه‏های صریح و ‏شناسه‏های ضمنی بخش‏بندی کرد که هریک به چهار شیوة متفاوت به‏ کار رفته‏اند. در این سروده‏ها روح زن کرمانج بدون پرده و نقاب آشکار می‏شود و با شنونده به گفت‌وگو در‌می‏آید. او دیگر زنی نیست که نویسندگان مرد گاه ستودنی همچون یک معشوق یا مادر و گاه نفرت‏بار همچون یک وسوسه‏گر یا ساحره برای ما وصف کرده باشند. به ‏یاری نوشتار زنانه، او جهان پیرامون را با همة رخدادها و پدیده‏های شگفت‏آورش از دریچة چشم خود برای خوانشگرانش ترسیم می‏کند.