ماهیت حقوقی طلاق معوض و تحلیل آثار فرهنگی و اجتماعی آن در حقوق ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشکدة حقوق دانشگاه شهید بهشتی

2 استاد دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jwica.2020.276362.1222
چکیده

اهمیت تشکیل خانواده و بقای آن در دین اسلام به حدی است که گسستن این پیمان، حتی در شرایطی که با درخواست طرفین هم باشد، نزد پیامبر اسلام(ص) مغبوض‌ترین اعمال است. درعین‌حال، از آنجا که اصل در اسلام دوام و بقای نکاح است؛ فرصتی برای بازگشت به خانواده با سازوکاری آسان با عنوان عدة طلاق رجعی بنا نهاده که طرفین به‌راحتی این نهاد مقدس را از نو به پا دارند. با وجود این، انواعی از طلاق وجود دارد که با عنوان طلاق بائن پیمان زناشویی پایان می‌یابد و فقط با عقد جدید ازدواج ممکن می‌شود. در طلاق خلع با کراهت زن و طلاق مبارات با کراهت از طرفین و در هر دو صورت با پرداخت مالی از طرف زن به شوهر، طلاقی بائن، یعنی غیرقابل رجوع واقع، می‌شود. طلاق به عوض نیز حتی در صورت عدم کراهت از طرف زوجه یا زوجین و با پرداخت مالی از طرف زن به شوهر یا ابراء ذمة شوهر به نفقة گذشته یا مهریه یا سایر دِین‌های احتمالی منظور است. بررسی و تحلیل ماهیت حقوقی و آثار اجتماعی و فرهنگی این نوع طلاق سؤال این تحقیق است. درحقیقت، تسهیل در جدایی زوجین با پرداخت عوض و درعین‌حال تراضی طرفین به گسستن پیمان زناشویی، بدون وجود کراهتی از سوی طرفین، تأثیراتی در حوزة ازدیاد طلاق ایجاد می‌کند و به همین دلیل ضرورت توجه به آثار فرهنگی و اجتماعی آن را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.