مقایسه‌ای میان والتر استیس و ملاصدرا در باب معناداری زندگی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، کلام و اخلاق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22108/coth.2022.133182.1703
چکیده

والتر ترنس استیس (۱۸۸۶-۱۹۶۷م)، فیلسوف نظریه‌پرداز قرن بیستم، نتیجه ضروری غلبه روحیه علمی و ابتنای برخی پیش‌فرض‌های بنیادین در علوم جدید از قرن هفدهم به بعد (که تصویر سنتی جهان مألوف و تحت حاکمیت بی‌چون و چرای ارزش‌های دینی و معنوی را کاملاً متزلزل کرده است) را ظهور بحران‌های سه‌گانه بی‌معنایی زندگی، نسبیت در اخلاق و موجبیت در افعال انسان مدرن می‌داند. ملاصدرا (۱۵۷۲-۱۶۴۰م) در حالی که معناداری را به‌سان استیس به هدف از زندگی گره زده است، کمال و سعادت این هدف را در فرایند گذر ارادی از سفرهای چهارگانه از خود تا خداوند، در قرب و فناء فی الله می‌داند. او براساس مبانی حکمت متعالیه، حرکت جوهری در عالم هستی، سیر انسان به سوی حق، زندگی معنادار را امری حتمی و برخلاف استیس این باور است که تنها اعتقاد به خدا و غایت‌انگاری اوست که موجب برطرف‌کردن بحران بی‌معنایی می‌شود. پرسش معنای زندگی از منظر استیس و مقایسه آن با ملاصدرا که در دو سنت متمایز و نتایج مخالف تفلسف کرده‌اند، با روش توصیفی‌تحلیلی، غایت قصوای این خامه است.