جنسیت‌زدگی و شناخت نسبتِ جنس دستوری با مقوله‌های فرهنگی در زبان‌های آلمانی و روسی از دیدگاه زبان‌شناسی فرهنگی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشجو‏ی دکتری زبان ‏شناسی همگانی دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jwica.2020.296931.1399
چکیده

هدف از نگارش این مقاله شناخت و تحلیل اثر مقوله‏های فرهنگی به‏عنوان یک عامل مؤثر در بسط و تعیّن جنس دستوری در زبان‏های دارای جنس دستوری است. مقولۀ بررسی‌شده در این پژوهش مقولۀ ابزارآلات به‌عنوان مقوله‌ای با قدمت بسیار بالا در تاریخ بشر است. برای این منظور 330 ابزار رایج در زبان آلمانی و روسی به لحاظ جنس دستوری بررسی شد که در این مورد خاص، آزمون کای‌دو، اختلاف بسامد جنس مؤنث در ابزارهای بین دو زبان را معنادار (با آمارۀ برابر با 332/9 و سطح معنا‏داری 002/0) نشان داد. در‌نتیجه، بر‌اساس چارچوب نظری به کار گرفته شده در این پژوهش، یعنی زبان‌شناسی فرهنگی، مشخص شد شناخت فرهنگی آلمانی‏زبانان به «زن»، صرفاً از این جهت، شناختی جنسیت‏زده‏تر و ابزاری‏تر در مقایسه با روسی‏زبانان است. این پژوهش رویکرد درزمانی نداشته و همة تحلیل‏ها در فضایی هم‌زمانی ارائه شده است.