نابرابری اجتماعی و جرم: رمزگشایی یک انقلاب در فیلم برفشکن
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دوره کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22124/jol.2024.25671.2412چکیده
بر اساس رویکردهای انتقادی، نابرابری اجتماعی به مثابه یکی از علّتهای اصلی ارتکاب جرمْ محصول بیعدالتی و تبعیض اجتماعی است. همگرایی میان نابرابری، طبقهگرایی و جرم در جرمشناسی انتقادی نشان میدهد که ارتکاب جرم در قشر فرودستْ بیش از آنکه ناشی از حالت خطرناک باشد، نتیجه ساختارهای جرمزا است. بر این اساس، این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روش نشانهشناسی فیسک در سه قالب رمزگان فنی، اجتماعی و ایدئولوژیکْ ارتکاب جرم را در پرتو نابرابری اجتماعی در فیلم برفشکن بررسی کند. بر اساس یافتههای پژوهش، رمزگان فنی در قالبهایی چون نورپردازی، طراحی لباس، صحنهپردازی، موسیقی متن، تدوین و نحوه فیلمبرداری، شکاف طبقاتی میان قشر فرودست و فرادستِ قطار را در واگنهای مختلف بازنمایی میکند. بر اساس رمزگان اجتماعی مشخص میشود که فیلم برفشکنْ از یکسو، قشربندی اجتماعی در نظام سرمایهداری را در واگنهای مختلف یک قطار بازنمایی میکند و از سوی دیگر، نشان میدهد که نابرابری اجتماعی و فشار عمومی نه تنها موجب ارتکاب جرم میشود، بلکه ممکن است منجر به شورش و طغیان علیه نظام حاکم شود. با این حال، رمزگان ایدئولوژیکْ ضمن تأکید بر تضاد طبقاتی، نابرابری، نقد نظام سرمایهداری و استعاره واگن به مثابه طبقه، بازتاب شکست انقلاب پرولتاریا است.