بررسی مبانی و قواعد معرفتشناختی تأویلی ملاصدرا
نویسندگان
1 دکترای تخصصی فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده ادبیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه فسلفه و کلام اسلامی، دانشکده ادبیات، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/coth.2021.129841.1625چکیده
تأویل هستی و متن نوعی کاوش باطنی (عقلی - شهودی) در یک موضوع است که به کشف و استخراج گزارههای جدید میانجامد. ملاصدرا بهعنوان یک فیلسوف، دارای مبانی مستدلی در معرفتشناسی است که بر سبک تأویلی او تأثیر گذاشته است. بررسی و تحلیل این مبانی و استنتاج و شناسایی قواعد مبتنی بر این مبانی و نیز میزان تأثیر این مبانی و قواعد بر تأویلات صدرایی از اهداف مهم این نوشتار است. روش تحقیق، توصیفیتحلیلی بر مبنای آثار ملاصدرا است. قواعد اصلی استخراجشده عبارتاند از حرکت از علم حصولی به علم حضوری در تأویل شهودی، نقش فعال و زاینده عقل در تأویل عقلی، پذیرنده و منفعلبودن ادراک قلبی در تأویل شهودی، لزوم هماهنگی تأویل عقلی - شهودی با درک فطری، دارای مراتب بودن ساختار تأویل شهودی، نقش واسطهبودن عالم مثال و خیال در تأویل شهودی و لزوم کنترل منابع شناخت در تأویل (لزوم ضابطهمندی بهطور خاص). این مقاله ضمن آنکه بخشی از قواعد منطقی و فلسفی - از بعد معرفت شناختی - حاکم بر تأویلهای متن را نشان میدهد، تحلیلی از منابع معرفت تأویلی (عقل و قلب) را نیز ارائه میکند که به سهم خود میتواند به فهم عمیقتر و کاربردیتر حکمت متعالیه کمک شایانی کند.