بررسی تأثیر تحولات اجتماعی و فرهنگی در دوره‌های صفوی و قاجار بر چهره‌نگاری و پیکره‌نگاری زن

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه آموزشی هنر، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشیار دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
10.22059/jwica.2019.264119.1132
چکیده

در دورة صفوی و قاجار، به سبب ارتباط با غرب، تمایل دربار به تجربة دنیای مدرن و اشتیاق جهان غرب به شناخت دنیای شرق نوعی دوگانگی سنتی و مدرن در بسیاری از مناسبات اجتماعی، فرهنگی و هنری جامعه نمایان شد که این روند بر وضعیت زنان و حضور آن‏ها در عرصه‏های اجتماعی نیز تأثیرگذار بود. چهره‏نگاری در نقاشی ایرانی براساس الگوی مشخصی بوده است. آنچه در این پژوهش مطالعه ‌شده، چهرة زن در نگارگری‏های این دو دوره است. این مقاله در پی یافتن پاسخ این پرسش‏هاست: نمایش ویژگی‏های زنانه در نقوش دورة صفوی و قاجار به چه صورت بوده است؟ چه تفاوت‏های بین آن‏ها در این دو دوره وجود داشته است؟ نتایج نشان می‏دهد که زن در آثار نگارگری پیش از قاجار، اغلب جایگاهی مثالی و اسطوره‏ای داشته و از نظر نوع طراحی غیرواقع‏گرایانه ترسیم می‏شده و ارزش بصری آن همچون دیگر عناصر نگاره بوده است، ولی در اواخر دورة صفوی و دورة قاجار، بر اثر ارتباط با غرب، شاهد تغییر در نوع نگرش به نقاشی و درنتیجه توجه به واقع‏گرایی در ترسیم پیکرة زنان و همچنین شکل‏گیری آثار تک‌نگاره شده است؛ که این تغییرات به ارائة تصویری نو از زن در نقاشی ایرانی منجر شد. روش تحقیق توصیفی‌ـ ‏تحلیلی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه‏ای است.