دادرسی فراقانونی: بررسی انتقادی مبانی استجازۀ قضایی در پرتو قانون اساسی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشیار گروه حقوق، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22124/jol.2022.22428.2302چکیده
قانونمندی و قضامندی، دو شاخص بنیادین «دادرسی عادلانه» است. قانونمندی اقتضاء میکند که نهادهای حقوق کیفری از قواعد قانونی تبعیت کند و قضامندی به معنای اعمال فرایند قضایی عادلانه برای مجازات میباشد. از لحاظ عملی، چالشهای متعددی ملاحظه میشود که توسّل به شیوۀ استجازه(استیذان) برای «دور زدن قوانین موجود» از جملۀ آنهاست. مروری بر مدیریت قضایی رؤسای قوهقضائیه نشان میدهد که آنان به دلیل تعلّق به دیدگاههای فقهی و ناباوری به سازوکارهای حقوقی،گاهی به جای علتشناسی مشکلات و چارهجویی از مجاری قانونی، با اذن از رهبری کوتاهترین راه ممکن را برگزیدهاند. درحالیکه قوانین، سازوکار حقوقی رفع خلاءها را تبیین کرده است. در مقالۀ پیشرو، مواردی از استیذان قضایی و مبانی حقوقی آنها بررسی شده است. یافتۀ مقاله آن است که با وجود سازوکارهای قانونی برای رفع نیازهای تقنینی قوه قضائیه، هیچ دلیل موجهی استیذان از رهبری را توجیه نمیکند و تمسّک به بند هشتم اصل 110 ق.ا تحت عنوان «حل معضل نظام» به دلیل عدم احراز شروط سهگانه آن، ممکن نیست. بنابراین، استیذان قضایی، شیوهای فراقانونی است که با نقض قوانین، از یک سو اصل استقلال قوا، جایگاه مجلس و وجه جمهوریت نظام را تضعیف میکند و از سوی دیگر، اصل قانونمندی دستگاه قضایی را زیر سؤال میبرد.