چرخش مضمونی در تبیین روابط زن و مرد در خانواده: ظهور جامعه‏ شناسی صمیمیت

نویسندگان

1 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور

2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز

3 مربی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور ایران و دانشجوی دکتری جامعه‏ شناسی دانشگاه پیام نور

doi
10.22059/jwica.2019.240757.941
چکیده

مطالعات علمی اولیه دربارة زنان و مردان در خانواده عموماً به مطالعة ساختار و کارکرد خانواده به‏مثابة نهادی اجتماعی و نقش‏های جنسیتی زنان و مردان در آن نهاد می‏پرداختند، اما در دهه‏های اخیر، جامعه‏شناسی خانواده دستخوش نوعی تحول مضمونی شده است: تغییر تمرکز از نهاد خانواده به روابط صمیمی زنان و مردان. این تحول فکری از دگرگونی‏های عمیق در زندگی خانوادگی معاصر و تحول نقش‏های زنان و مردان در خانواده ناشی می‏شود. جامعه‏شناسان و نظریه‏پردازان خانواده نظر به این دگرگونی‏ها، و لزوم اتخاذ شیوه‏هایی متناسب برای تحلیل پیچیدگی و تنوع شدید شکل‏های خانواده در دنیای معاصر، ناگزیر به بازتعریف سرشت موضوعی خود شده‏اند که این امر زمینه را برای ظهور حوزة جدید «جامعه‏شناسی صمیمیت» فراهم کرده است. تحول و چرخش مضمونی در جامعه‏شناسی خانواده و اتخاذ رویکردی نو به روابط صمیمی زنان و مردان می‏تواند واجد دلالت‏های پژوهشی و سیاسی گوناگونی باشد. مقالة حاضر با مرور و تحلیل تحولات نظری در جامعه‏شناسی خانواده می‏کوشد بروز نوعی تحول مفهومی‌ـ یا به تعبیری، ظهور مفهوم صمیمیت‌ـ را در این حوزه برجسته کند و وضعیت کنونی دانش خانواده را در چالش با تحولات معاصر با رویکرد تحلیل انتقادی تشریح و تبیین کند.