شمایل‌شناسی پیکرۀ حضرت مریم در نقاشی‏ های دورۀ رنسانس و تطبیق آن با صفات حضرت مریم(س) در آیات سوره‏ های قرآنی

نویسندگان

1 استاد تمام گروه پژوهش هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا

2 دانشیار گروه نقاشی، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا

3 کارشناس ارشد پژوهش هنر، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jwica.2019.258472.1081
چکیده

«شمایل‏شناسی» از منظر نشانه‏شناسی یکی از روش‏های مطالعات هنری اســت که در قرن بیستم به آن توجه شده است. این مقاله با تأکید بر آرای اروین پانوفسکی به مطالعة تطبیقی شمایل‏های حضرت مریم با مفهوم آیات قرآنی می‏پردازد. هدف کلی آن خوانش شمایل‏شناسانة نقاشی‏های مریم(س) در دورة رنسانس و رمزگشایی از زبان تصویری قرآن در رابطه با زندگانی آن حضرت است. مقالة حاضر درصدد پاسخ‌گویی به تطبیق ویژگی‏های شمایل‏شناسانة نقاشی‏های مریم با تصویرسازی نمادین از صفات قرآنی ایشان است که امکان نقد موضوعی و محتوایی از داستان زندگی حضرت مریم(س) را فراهم می‏کند. مسئلة اصلی تحقیق چگونگی تبدیل متن به تصویر است که در کتاب مقدس و قرآن کریم، هر دو، به تقدس و توصیف صفات او پرداخته شده است. در هنر رنسانس، این متن به تصویر کشیده شده، اما در اسلام همچنان متن باقی مانده است. این مقاله به دنبال تطبیق متون و تصاویر است. لزوم پیاده‏سازی مطالعات جدید در مطالعات نقاشی‏های مریم به‌منزلة روشی برای شناخت ضرورت دارد. جامعة آماری شامل 20 نمونه از آثار نقاشی دورة رنسانس است که 8 نمونه از آن‌ها به صورت تصادفی انتخاب شده است و جهت تحلیل بصری مطالعه می‌شود. یافته‏های تحقیق نمایانگر انعکاس سه گونه شمایل از باکرة عذرا در سه دورة متوالی رنسانس است. دورة رنسانس آغازین شمایل حضرت مریم به لحاظ فرم و محتوا با مفاهیم مقدس قرآنی تطبیق بیشتری داشته است. در دورة میانی و رنسانس پیشرفته شمایل‏ها به‌تدریج تقدس‏زدایی شده و نمادهای مقدس و تجریدی آن به نمادهای انسان‏مدار و زمینی تبدیل شده‏اند.