زن به‌مثابۀ شخص آندروژن در دو فیلم از سینمای ایران: بررسی فیلم‌های روسری آبی و کافه‌ترانزیت

نویسندگان

1 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد سینما، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jwica.2018.246677.981
چکیده

هویت جنسی که در فرهنگ هر جامعه‏ای تبلور می‏یابد سرچشمۀ بسیاری از نابرابری‏های جنسیتی اجتماعی است. زن یا مرد ناچار است، با حفظ حدی از ارزش‏ها و عرف‏ جامعه، برای تطابق خود با محیط و انجام‏شدن کارهایش،‏ برخی از خصلت‏های جنس مخالفش را وام گیرد و همچون نقاب بر چهرۀ خود زند و چه‏بسا تحمیل‏های جامعه خصلت‏های جنس مخالف را در او درونی کند و روند سنخ‏یابی جنسی (sex typing) فرد را تغییر دهد. آنجا که نقاب‏ها به بیان هم‏زمان روان مردانه و روان زنانه کمک می‏کند، تمهید آندروژنی شکل می‏گیرد. مسئلۀ این پژوهش آن است که شخصیت‏های فیلم در چه موقعیت‏هایی و به چه دلایلی از تمهید آندروژنی به‌مثابۀ یک نقاب بهره می‏گیرند یا اینکه اصلاً چگونه به شخصیت‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند. به این منظور، با بهره‏گیری از نظریات ساندرا بم (psychological androgyny)، دو فیلم روسری آبی(1373) و کافه‌ترانزیت (1383)، به روش توصیفی‏ تحلیلی بررسی شده‏اند؛ تا نقش جامعه در ایجاد آندروژنی روان‌شناختی در جنسیت زن تبیین شود. یافته‏ها نشان می‏دهد که زنان برای احقاق حقوق پایمال‏شده‏ یا گذران زندگی‏شان به استفاده از نقاب آندروژنی مجبور و رفته‏رفته در روند جامعه‏پذیری به انسان‏های آندروژنس تبدیل می‏شوند؛ در‌حالی‌که زن‏پوشی یا برگرفتن خصلت‏های زنانه برای مردان یا از سوی دیگران برای تحقیر و اهانت مردان به‏کار گرفته شده است یا از سوی خودشان برای فرار از موقعیت‏های دشوار.