تحول خودآگاهی در آثار داستان‏ نویسان زن ایرانی براساس نظریۀ الن شووالتر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه الزهرا

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، ایران، تهران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jwica.2018.236858.908
چکیده

بنا بر نظریة الن ‏شووالتر، منتقد فمنیست مطرح امریکایی، در مطالعة هر زیرفرهنگ ادبی، از جمله زیرفرهنگ ادبی زنان، می‏توانیم گذر از سه برهة اساسی تقلید، اعتراض و خودیابی را مشاهده کنیم. شووالتر برای تبیین چگونگی این سیر یک الگوی سه‌مرحله‏ای را طراحی می‏کند و برهة تقلید از اسلوب و سنت مسلط مردانه را مرحلة فمینین، برهة اعتراض به ارزش‏ها و معیارهای مسلط را مرحلة فمینیست و برهة خودیابی و کشف هویت فردی را مرحلة فیمیل می‏نامد. پژوهش حاضر، که حاصل مطالعة گستردة 33 اثر داستانی بلند از آثار داستان‏نویسان زن ایرانی از دهة 1340 تاکنون است، با نظر به نظریة فمینیستی شووالتر به سیر تغییر و تحول خودآگاهی داستان‏نویسان زن در ایران پرداخته و روند گذر از این برهه‏ها را نشان داده است. براساس یافته‏های این پژوهش، می‏توان این‏گونه استدلال کرد که الگوی شووالتر در مورد زیرفرهنگ ادبی زنان ایرانی نیز صدق می‏کند؛ با این تفاوت که گذر از مرحلة دوم و ورود کامل به مرحلة سوم فقط از سوی شهرنوش‏ پارسی‏پور و در رمان عقل‏آبی محقق شده است.