رابطه عدالت آموزشی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان دانشگاه مازندران

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت‌علمی گروه علوم تربیتی، دکتری مطالعات برنامه درسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی آموزشی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 استاد گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22054/jrlat.2020.42171.1452
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عدالت آموزشی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان بوده است. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران به تعداد 10747 نفر است که با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی خوشه‏ای و طبقه‏ای متناسب و بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر (241 نفر دختر و 142 نفر پسر) به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه عدالت آموزشی گل پرور (1389) و فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997) بود؛ که هر دو پرسشنامه از روایی مطلوبی برخوردار هستند. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه‌شده برای کل پرسشنامه عدالت آموزشی 75/0 و برای 73/0 به دست آمد. داده‏ها در بخش کیفی از 35 نفر به روش هدفمند از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع‏آوری شد. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات نیز از آزمون‎های (ضریب همبستگی پیرسون، تی‏مستقل، انوا یک‌راهه و رگرسیون) استفاده‌شده است. نتایج پژوهش، نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین عدالت آموزشی و فرسودگی تحصیلی وجود دارد. بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر ادراک عدالت آموزشی و سطح فرسودگی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد. بین دانشکده‏های منتخب ازلحاظ فرسودگی تفاوتی مشاهده نشد، ولی ازلحاظ عدالت آموزشی بین دانشکده‏های علوم انسانی و اجتماعی، هنر معماری و فنی و مهندسی تفاوت معناداری وجود دارد. به‌علاوه نتایج نشان داد که بهبود عدالت آموزشی موجب کاهش فرسودگی تحصیلی در بعد بی‏علاقگی تحصیلی می‏گردد؛ بنابراین بر اساس نتایج به‌دست‌آمده ضرورت ایجاد فرصت‏های عادلانه آموزشی از سوی دانشگاه‏ها به‌ویژه اساتید باید موردتوجه قرار گیرد؛ زیرا ایجاد برابری آموزشی، می‏تواند علاقه و فرسودگی تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهد و به موفقیت تحصیلی آن‏ها کمک نماید.