مطالعه تجربی جرم کودک‌همسری در گفتمان تقنینی و قضایی ایران از منظر جرم‌شناسی انتقادی ( به روش برساخت‌گرایی اجتماعی)

نویسندگان

1 استادیار حقوق کیفری و جرم‌شناسی، گروه مطالعات زنان، دانشگاه تربیت مدرس، تهران. ایران

2 استادیار حقوق کیفری و جرم‌شناسی، پژوهشکده مطالعات سیاسی و روابط بین‌الملل و حقوق، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.22124/jol.2021.19052.2095
چکیده

از منظر جرم­شناسی انتقادی، بزهکاری متأثر از نظام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و به‌ویژه ساختار قانون‌گذاری، عدالت کیفری و تأثیر صاحبان و نوع قدرت است. از جمله نظریة برساخت­گرایی اجتماعی که قاعده­گذاری در نظام تقنینی یا قضایی را محدود به رفتارهایی می­داند که منافع اقلیت حاکم را به خطر می­اندازد. لذا جرایم و مفاهیم حقوقی جز در موارد خاص یک برساخته اجتماعی ­در شرایط خاص زمانی و مکانی هستند. این مقاله با مطالعه 30 پرونده محاکم خانواده شهر ری و قم در سال 1399و مصاحبه با قضات مربوطه و خانواده­های کودکان، از منظر جرم­شناسی انتقادی و مشخصاً بر مبنای سنت برساخت­گرایی، دو جنبه از جرم کودک­همسری (ماده 646 ق.م.ا) را یکی سن قانونی ازدواج و دیگری مفهوم مصلحت در ازدواج کودک (ماده 1041 ق.م) تحلیل می­کند. یافته­ها حاکی از برساخته بودن این دو جنبه تنها براساس معیارهای اقلیت حاکم بر فرایند قانون‌گذاری است. لذا، پیوسته امکان برساخت­زدایی از آن­ها وجود دارد.