تبیین علی ظرفیت خط‏ مشی‏ های نظام آموزش عالی ایران مبتنی بر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی

نویسندگان

1 دانشیار علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 . دکتری برنامه‌ریزی توسعه آموزش عالی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشیار علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22054/jrlat.2020.46293.1479
چکیده

سیاست‏های آموزش عالی ایران در سال‏های اخیر فاقد خصیصه‏هایی همچون سنت نظری قابل دفاع، نکویی برازش، سازگاری خلاق با تحولات محیط جهانی و بین‏المللی، ظرفیت پیش‏بینی رفتار کنشگران، پیوستگی، یکپارچگی، قابلیت اجرایی، کارآمدی، اثربخشی، عناصر اخلاقی، توانایی حل رضایت‌بخش تعارض‏ها، تولید توافق، کیفیت و تأثیر مطلوب اجتماعی بوده و این وضعیت در عموم موارد موجب کاهش ظرفیت خط‏مشی‏گذاری در این عرصه شده است. از سویی دیگر سیاست‏پژوهی به‌عنوان فرایندی پژوهشی متمرکز بر ارائه راهکارهای سیاستی، می‏تواند نقشی بی‏بدیل در جهت بهینه‏سازی و ارتقا ظرفیت سیاست‏های مصوب آموزش عالی ایران داشته باشد. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین علی ظرفیت خط‏مشی‏های نظام آموزش عالی ایران مبتنی بر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف، توسعه‏ای و کاربردی محسوب می‏شود. ازلحاظ مبنای داده‏ها، چارچوب فلسفی و پارادایم آن، دارای طرح تحقیق آمیخته است. در مرحله کیفی، ابتدا با انجام مصاحبه‏های نیمه‏ساختارمند با 15 نفر از خبرگان سیاست‏گذاری آموزش عالی ایران و کاربست رویکرد تحلیل مضمون، لیستی از عوامل ارتباطی و تعاملی مؤثر بر کارآمدی و هم‏افزایی فرایند سیاست‏پژوهی در نظام آموزش عالی ایران، توسعه یافت. با توجه به‌مرور پیشینه و مبانی نظری پژوهش، ظرفیت خط‏مشی به‌عنوان سیاست بهینه از منظر عقلانیت در نظر گرفته شد. یافته‏های بخش کمی نشان‏دهنده تبیین حدود 40 درصد از تغییرات واریانس متغیر ظرفیت خط‏مشی‏های نظام آموزش عالی ایران توسط متغیر هم‏افزایی نهادهای سیاست‏پژوهی بود.