ارزیابی جمعیت‏های مختلف گیاه سوسن چلچراغ (Lilium ledebourii (Baker) Boiss.) با استفاده از ویژگی‏های مورفولوژیکی و روش‌ های آماری چند‌متغیره

نویسندگان

1 دانشیار پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران،

2 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

3 دانشیار پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران

4 استادیار سازمان تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان گیلان

doi
10.22059/ijhs.2013.50362
چکیده

گیاه سوسن (Lilium spp.) متعلق به خانوادة لاله (Liliaceae) است و به دلیل دارا‌بودن گل‌های درشت و جذاب در ردیف یکی از سه گیاه پیازی عمدة صنعت گلکاری قرار دارد. گونة سوسن چلچراغ (L. ledebourii (Baker) Boiss.) که تنها در منطقۀ لنکران جمهوری آذربایجان و نواحی بسیار محدودی از ایران مثل داماش، کلاردشت، اسالم، کجور، درفک و اردبیل پراکنش دارد، نادرترین گونة گیاه سوسن به‌شمار می‏رود. منطقه کجور برای اولین توسط این پژوهش شناسایی گردید [S1] و پیش‌ازاین گزارشی مبنی بر حضور این گیاه در این منطقه اعلام نشده بود. متأسفانه این گیاه با پتانسیل بالای زینتی در معرض انقراض قرار گرفته است. ارزیابی اگرومورفولوژیکی و میزان و پراکنش تنوع ژنتیکی خویشاوندان گیاهان زراعی به عنوان ذخائر ژنتیکی ارزشمند نه‌تنها موقعیتی را برای حفاظت و نگهداری آن‏ها فراهم می‏کند، بلکه می‏تواند در استفادة آن‏ها در برنامه‏های آتی اصلاح این گیاهان مفید واقع شود. بنابراین مطالعة حاضر با هدف ارزیابی جمعیت‏های مختلف گیاه سوسن چلچراغ با استفاده از ویژگی‏های مورفولوژیکی و آنالیزهای آماری چند‌متغیره صورت گرفت. مطابق نتایج حاصل، تنوع درخور ملاحظه‏ای میان صفات مطالعه‌شده شامل ارتفاع گیاه، طول غنچه، طول خامه و غیره در بین ژنوتیپ‏های بررسی‌شده وجود داشت که امکان گزینش گیاهانی با صفات مطلوب را فراهم می‏کند. از سوی دیگر، نتایج تجزیة همبستگی ساده صفات در اکثر موارد همبستگی‌‌‌‌های معنا‏دار و زیادی را میان صفات بررسی‌شده نشان داد که بیشترین آن (930/0r =) مربوط به ارتفاع گیاه و قطر ساقه بود. به منظور تشخیص مهم‌ترین صفات تأثیرگذار در تفکیک ژنوتیپ‏ها، در این مطالعه از تجزیة عامل‏ها استفاده شد و مطابق آن پنج عامل اصلی توانستند در مجموع 13/81‌درصد واریانس کل را توجیه کنند. مطابق نتایج تجزیة تری‌پلات، ژنوتیپ‏های آزمایش‌شده در قالب دو گروه تقریباً مجزا قرار گرفتند که در اکثر موارد به‌خوبی با نتایج حاصل از تجزیة کلاستر مطابقت داشت. در‌نهایت، تجزیة کلاستر جمعیت‏ها منجر به گروه‌بندی آن‏ها در قالب دو گروه اصلی شد به‌طوری‌که، گروه اول شامل گیاهان کشت‌شدة درفک، کشت‌شدة اردبیل و کشت‌شدة داماش در کنار گیاهان جمعیت کجور و گروه دوم شامل جمعیت‏های اردبیل، داماش، کلاردشت و اسالم بود.