ارائة الگوی توسعة کارآفرینی مبتنی برگردشگری پایدار روستایی؛ مورد مطالعه: سکونتگاه‌های روستایی شهرستان رشت

نویسندگان

1 دانشیار گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشکده علوم اجتماعی ،دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 استاد گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

3 استاد گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی،گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22111/gdij.2025.51678.3728
چکیده

امروزه در مقاصد گردشگرپذیر روستایی جهان، فراهم­نمودن زمینه‌های توسعة کارآفرینی، به یک ضرورت چندمتغیره جهت رفع گردشگری ناپایدار تبدیل شده است زیرا کارآفرینی می‌تواند با فراهم­نمودن منابع کاربردی لازم، در ایجاد تعادل بین گردشگری و پایداری اثرداشته و گام‌های مؤثری به­سوی بازآفرینی توسعة روستایی بردارد؛ از این­رو، هدف از مطالعة حاضر، ارائة الگویی مطلوب برای توسعة کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی در شهرستان رشت می­باشد. روش تحقیق، ترکیبی از روش‌های کیفی و کمّی جهت بررسی دیدگاه‌های متنوع است. همچنین رویکرد متوالی اکتشافی است؛ بدین­صورت که ابتدا از روش کیفی و سپس از روش کمّی استفاده شده است. جامعة آماری بخش کیفی 19 نفر از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان، مدیران گردشگری و کارآفرینی بودند. داده‌ها به دو روش کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شد و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش­نامة باز و مصاحبة نیمه­ساختاریافته از طریق رویکرد نظریة زمینه‌ای یا داده­بنیاد بوده است.  همچنین نمونه‌گیری به­روش هدفمند  صورت گرفت و تجزیه­وتحلیل داده‌ها در سه مرحلة؛ کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام­شد. سپس برای تحلیل دقیق‌تر از نرم‌افزار«MAXQDA» استفاده شد و در نهایت الگوی کیفی پژوهش ارائه­گردید.  در بخش کمّی، جامعة آماری متشکل از 24 نفر از کارآفرینان و فعالان گردشگری و صنایع­دستی منطقه بوده است. ابزار گردآوری داده‌ها نیز پرسش­نامة محقق­ساخته و نمونه‌گیری به­روش نظری و هدفمند بود. تجزیه­وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل  «ISM» صورت گرفت و با تحلیل «MICMAC»، نوع مؤلفه‌ها مشخص­شد. تلفیق نتایج دو بخش کمّی و کیفی به­روش«Connecting» و الگوی پژوهش ترکیبی یا متوالی است. نتیجة ادغام یافته‌های پژوهش ترکیبی حاضر، نشان­می‌دهد که موانع بازدارنده C16,C13,C10,C2,C1، از طریق اجرای صحیح راهبرد آموزشی و ترویجی، مانع بازدارنده C12، از طریق اجرای راهبرد روان‌شناختی، موانع بازدارنده C6,C11، از طریق استفاده و فراگیرنمودن راهبرد مشارکتی، موانع C7,C8,C9,C14، از طریق اجرای صحیح و تداوم راهبرد حمایتی و کاتالیزوری، موانع C3,C15,C17,C18، از طریق اجرای صحیح راهبرد تحقیق و توسعه و در نهایت موانع C4,C5,C19,C20، از طریق اجرای راهبرد اصلاح قوانین و مقررات بازدارنده جهت توسعة کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی در سکونتگاه‌های روستایی شهرستان رشت و پایداری سبک زندگی محلی تأثیرگذار خواهند بود.