بازتاب اجتماعی کهن‌الگوی آنیموس در شخصیت‌های زن نمایشنامه‌های بیضایی (مطالعۀ موردی: نمایشنامه‌های پرده‌خانه و ندبه)

نویسندگان

1 دانشیار گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکتری ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jwica.2017.235708.900
چکیده

کارل گوستاو یونگ روان ناخودآگاه انسان را متشکل از دو قطب متقابل مؤنث و مذکر آنیما و آنیموس می‏داند. کهن‏الگوی آنیما نیمة زنانه در روان مرد و آنیموس نیمة مردانه در روان زن است. برقراری هماهنگی و اتحاد میان این دو نیمه از روان، حفظ تعادل در روان انسان را سبب می‏شود و استیلای هریک از این قطب‏های متقابل در فرد، سلسله‏ای از خصلت‏ها و ویژگی‏ها را پدید می‏آورد که از منظر اجتماعی و فرهنگی قابل مطالعه و بررسی است. مقالۀ حاضر، با رویکرد اسطوره‏شناختی، به چگونگی تجلی‌یافتن کهن‏الگوی آنیموس در دو اثر نمایشی پرده‏خانه و ندبه از بهرام بیضایی می‏پردازد. بیضایی در این دو اثر، شخصیت‏های زنی را به تصویر می‏کشد که بنا به موقعیت اجتماعی‏شان، آنیموس یا قطب مذکر پویا و فعال دارند. مطالعۀ خاستگاه و بازتاب اجتماعی و فرهنگیِ چیرگی آنیموس در شخصیت‏های زن این آثار، تأثیرپذیری کنش‏های روانی فرد از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین ارتباط تنگاتنگ و متقابل میان این دو ساختار را آشکار می‏کند.