تحلیل برخی از افسانه‌های ایرانی براساس الگوی پرورش زندگی خلاق زنان کلاریسا پینکولا استس

نویسندگان

1 استاد تمام گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

3 دکتری روان شناسی بالینی، مؤسس مرکز مشاورة پرتو امید در کالیفرنیا، مؤسس مرکز مشاورة درخشش امید

4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22059/jwica.2017.235062.886
چکیده

پینکولا استس الگوی پرورش زندگی خلاق را براساس قصه‏های «زن گریان، دختر کبریت‏فروش و سه تار موی طلایی» ترسیم و در این قصه‏ها ابعاد مختلف کنش و رفتار زیستنِ خلاق زن‌ـ قهرمان را بررسی کرده است. در این مقاله، نگارندگان نیز با تکیه بر روش استس دو گروه از افسانه‏های ایرانی را که زن‌ـ قهرمان در آن‌ها زیستی خلاق دارد، انتخاب و این الگو را تحلیل کرده‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‏دهد که در این دو گروه از افسانه‏های ایرانی، زنان آخر، که عموماً زنان سوم، چهلم و صدم‌اند، به دنبال نوآوری در زندگی هستند و آن‌ها را باید زن وحشی نام گذارد. در افسانه‏های ایرانی، مسیر سفر آن‌ها به شرح ذیل است: مرد: آلوده‌کنندۀ زندگی؛ ازدواج با آخرین زن؛ ساختن مجسمه و عروسک و صحبت با چراغ؛ زندگی شاداب. کنش زنان نخستین پرسفون‏وار (منفعل و تابع شرایط) و زنان آخر آرتمیس‏وار (مبارز و رقابت‌جو، معترض و جوینده) است، زیرا آن‌ها برای تغییر وضعیت موجود می‏جنگند و درنهایت زندگی نوینی را می‏آفرینند.