توانش بین‌فرهنگی در آموزش‌ زبان‌های خارجی، چالش یا ضرورت؟

نویسندگان

1 دانشگاه بایرویت آلمان، دانشجوی دکتری آموزش زبان آلمانی

2 دانشگاه آزاد اسلامی تهران، مربی دانشکده زبان های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

با شکل‌گیری دهکدة جهانی که افزایش ارتباط میان جوامع زبانی مختلف رابه همراه داشت،اختلافات بین‌فرهنگی بروز کرده،بستری برای ایجادسوء‌تفاهمات میان طرفین گفتگو شد.به پیامداین پدیداری بود که اواسط دهة هشتادمیلادی گروهی ازکارگزاران فراهم‌سازی کلاس‌های زبان خارجی درسطح اروپا و امریکا،برای پیشگیری ازنمودچنین سوءتفاهماتی،مباحث فرهنگی رادربرنامه‌های آموزشی خودگنجاندند.امانکته قابل تأمل دراین میان،پنهان ماندن این واقعیت ازنظرهابودکه تسلط برفرهنگ جامعة زبانی مقصد،تنها و نهایی‌ترین راه پیشگیری ازبروز اختلافات بین‌فرهنگی نیست،چرا که افراد درارتباطات بین‌فرهنگی نه با فرهنگ مقصد،بلکه بافرهنگ(نوپای) سومی،برآمده ازکنش‌ها و واکنش‌ها میان فرهنگ خودی وفرهنگ بیگانه،رو‌به‌رویند که توان درک و ادارة آن افزون برشناخت فرهنگ مقصد،نیازمندمهارت‌های فراتری است که به مجموعة این مهارت‌ها توانش بین‌فرهنگی اتلاق می‌شود؛درمقالة حاضر،نگارندگان درابتدا با برشمردن این مهارت‌ها،به تعریف توانش بین‌فرهنگی می‌پردازند و آن رابه عنوان یک ضرورت در آموزش زبان‌های خارجی معرفی می‌کنند و در ادامه، با تأکید بر الزام آموزش توانش بین‌فرهنگی در کلاس‌های زبان خارجی، چگونگی تحقق این مهم را شرح می‌د‌هند.