پدیدارشناسی همسرگزینی دختران جوان در شهر مشهد
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jwica.2017.62765چکیده
در هر جامعهای برای گزینش همسر، بنابر شرایط و مقتضیات آن جامعه، معیارها و هنجارهایی وجود دارد. به بیان دیگر، همسرگزینی امری اجتماعی و تا حد زیادی تحتتأثیر ارزشهای غالب در جامعه است. بیشتر تحقیقات انجامشده در این حوزه از استراتژیهای قیاسی و روشهای کمّی برای بررسی این پدیده بهره بردهاند؛ درصورتیکه این پدیده در تجربه زیستۀ عاملان اجتماعی ابعاد ذهنی و مصادیق عینی متنوع و درعینحال پیچیدهای دارد. بر این اساس، در مطالعۀ حاضر سعی شده است با رویکردی پدیدارشناختی به بررسی و بازسازی معنایی همسرگزینی بهمنزلۀ پدیدهای اجتماعی در میان زنان جوان پرداخته شود. این بررسی پدیدارشناسانه با مشارکت پانزده دختر جوان متأهل در شهر مشهد، که به صورت هدفمند گزینش شده بودند، انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که بهطورکلی سه الگوی غالب برای گزینش همسر وجود دارد که عبارتاند از: سبک مبتنی بر الگوهای سنتی، سبک مبتنی بر تعاملات دوستانه، سبک بینابینی (تعاملات دوستانه تحت نظارت خانواده). همچنین، معیارسازی، کنترل معیار، انطباقیابی، پذیرش و گزینش نهایی بیانگر ابعاد اصلی و مشترک فرایند گزینش همسر از سوی مشارکتکنندگان در تحقیق بوده است.