بررسی و نقد رابطۀ الاهیات و فرهنگ از نگاه پل تیلیش
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران؛
2 دانشجوی دکتری ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22108/coth.2019.107828.1108چکیده
در نیمۀ قرن نوزدهم، بحث سازگاری ایمان مسیحی با یافتههای جدید علمی، یکی از داغترین مباحث در اندیشۀ الاهیدانان غربی بهویژه در آلمان بود. بسیاری از الاهیدانان پروتستان به الاهیدانان لیبرال شهرت یافته و معتقد بودند ایمان مسیحی و الاهیات هر دو در سایۀ دستاوردهای جدید علمی بهنحو یکسان به بازسازی نیاز دارند. این الاهیدانان به این نتیجه رسیدند که با این بازسازی، دین و فرهنگ با هم سازگار میشوند. در این میان، کار تیلیش تداوم همین نگرش به دین و فرهنگ است. درواقع تمام تلاش او این است که بین دین مسیحی و فرهنگ جدید، نوعی سازگاری منسجم و منطقی نشان دهد. او این کار را در مهمترین کتاب خود یعنی الاهیات نظاممند (سیستماتیک) به انجام رسانده است. در این مقاله ضمن تبیین و تحلیل کار او در این کتاب، میزان توفیق ایشان بررسی شده است.