جمهوری اسلامی ایران و مسئلۀ بدحجاب

نویسندگان

1 دکتری دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 عضو هیئت ‌علمی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jwica.2017.62769
چکیده

حجاب و عفاف به یکی از دغدغه‌های مهم مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر تبدیل شده است. لزوم حجاب اجباری اسلامی و همسو قلمداد کردن آن با عفاف و اخلاقی انسانی زمینة اصلی بقای این قانون از بدو تولد انقلاب اسلامی تاکنون بوده است. در دوره‌هایی ‌‌خاص، انتقاد و اعتراض به حجاب اوج و افول داشته است، اما این اعتراض‌ها هیچ‌گاه فروکش نکرده است. فرضیة رقیب مهم در این زمینه در قالب لزوم رعایت «حقوق اساسی شهروندان ایرانی» مطرح می‌شود که مستند انتقادات حقوق بشری هم شده است. در مقابل، استناد به «حقوق اکثریت شهروندان مسلمان» جامعة ایرانی سبب شده دولت جمهوری اسلامی ایران همچنان در برابر موج انتقادات روزافزون و نیز فرایند عرف‌شدن «مسئلة بدحجابی»، به دفاع از الزام قانونی (و نه لزوماً شرعی) بپردازد. خواه و ناخواه، به دلیل موفقیت نسبی این استدلال، با قبول این فرضیه، برای دولت اسلامی ضمن دفاع از جایگاه قانونی حجاب، لزوم نوعی بازخوانی نظری و عملی در اجرای این قانون ضروری به نظر می‌رسد. مقالة حاضر در قالب گزارشی علمی با رویکردی عمل‌گرا سعی کرده واقعیت حجاب و ادلة حاکم بر بیان حقوقی و اجتماعی و نیز سیاسی در این خصوص را دقیق‌تر بررسی کند تا آیندة سیاست‌گذاری دربارة حجاب در جمهوری اسلامی ایران واقع‌بینانه‌تر ترسیم شود.