مطالعۀ تطبیقی دو نقاشی از زنان در دورۀ قاجار با رویکرد بینامتنیت

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه الزهرا، دکتری پژوهش هنر

doi
10.22059/jwica.2016.61789
چکیده

نقاشی در انتهای دورة قاجار تحت تأثیر ارتباط با اروپا و ظهور تکنولوژی دچار تغییرات شد. این مقاله با رویکرد بینامتنیت به مطالعۀ دو اثر نقاشی از زنان قاجار می‌پردازد که یکی از آن‌ها کار هنرمندی گمنام و دیگری اثر اسماعیل جلایر دانش‌آموختۀ مدرسۀ دارالفنون است. مسئلۀ مورد پژوهش در این مقاله، مطالعۀ نشانه‌ها و تحلیل آن‌ها در نقاشی از زنان و تطبیق معنای نشانه‌ها به صورت بینامتنی و لایه‌ای است. نشانه‌ها در هر تصویر سبب خوانش تصویر متفاوتی در متن آثار می‌شود. در این دو تصویر، موضوع هر دو متن زنان درباری است، ولی نشانه‌ها مفاهیم متفاوتی در‌بردارند. این مقاله به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: آیا در نقاشی‌های دورة قاجار ارزش نشانه‌ای در آثار مطرح است؟ آیا نشانه‌ها در تعامل با دیگر نشانه‌ها معنای گفتمانی می‌یابند؟ روش این پژوهش تاریخی‌ـ تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات اسنادی است و با توجه به نظریه‌های نشانه‌شناسی بیان شده است. در این مقاله، نتیجه گرفته می‌شود: در خوانش نشانه‌های این تصاویر، نشانه‌ها معنادارند و در این تصاویر از نشانه‌های تصویری مشابه و متفاوت برای زنان قاجار استفاده شده است.