بازخوانی انتقادی نظریه تداوم متن بر اساس یافته های نسخه شناختی فرانسوا دروش
نویسندگان
1 رئیس انجمن قرآن پژوهی حوزه علمیه،قم،ایران،
2 نویسنده مسئول، عضو انجمن قرآن ومستشرقان حوزه علمیه ،قم،ایران،
doi
10.22034/qer.2025.11718چکیده
هدف: این مقاله به بازخوانی انتقادی آموزهٔ اسلامیِ پیوستگیِ کامل قرآن در پرتو یافتههای نسخهشناسی فرانسوا دِروش میپردازد. مسئله این است که پژوهش تجربی او تا چه اندازه باور به محفوظ ماندن متن دریافتی بدون تغییر از زمان نزول را به چالش میکشد یا تأیید میکند.روش: این مطالعه رویکردی توصیفی-تحلیلی دارد و عمدتاً بر تحلیلهای دِروش از نسخهٔ خطی پاریس-سن پترزبورگ، پالیمپسست صنعا، و قرآنهای دورهٔ اموی استوار است و از تمایزهای الهیاتی شیعه میان تواتر متن اصلی از یک سو و عدم تواتر قرائات از سوی دیگر بهره میبرد. یافتهها: شواهد ارائهشده از سوی دِروش از دورهای از تکثر متنی اولیه پرده برمیدارد. نسخهٔ خطی پاریس-سن پترزبورگ که حداقل پنج کاتب به خط حجازی کتابت کردهاند، ناهماهنگیهای املایی، تقسیمبندیهای متفاوت آیات و املای خاصِ کاتبان را نشان میدهد که با انگارهٔ یک نمونهٔ ازلی واحد و تثبیتشده از همان آغاز در تضاد است. لایهٔ زیرین پالیمپسست صنعا سنتی متنی غیرعثمانی را حفظ کرده که عامدانه محو و جایگزین شده است و به سرکوب سیاسی مصاحف رقیب گواهی میدهد. همزمان، اسکلت همخوان یا رسم پایداری چشمگیری را در همان اوایل کار نشان میدهد، و گسترش سریع مصاحف مبتنی بر متن عثمانی در سراسر قلمرو اموی نشان میدهد که استانداردسازی، هرچند تدریجی و مناقشهآمیز، در نهایت بهشدت موفق بوده است. این استانداردسازی از پارهنوشتههای سادهٔ حجازی تا نسخههای کوفی تزیینشده در طول چندین دهه تکامل یافت که بر وجود یک فرایند دلالت دارد، نه رویدادی آنی..نتیجهگیری: کار دِروش اصل پیوستگی را باطل نمیکند، بلکه آن را عمیقاً تاریخیسازی مینماید. این مقاله با کاربست چارچوب شیعی که میان تواتر متن هستهای قرآن و ماهیت غیرمتواتر قرائات تمایز قائل میشود، پیوستگی را نه انتقال واژهبهواژهٔ مصحفی منجمد از روز نخست، بلکه به مثابهٔ نگهداری وفادارانهٔ هستهٔ وحیانیشده در دل فرایندی پویا و تدریجی از قانونمندسازی کاتبان بازتعریف میکند. این تفسیر، شواهد تجربی نسخههای خطی را با اعتقاد الهیاتی به حفاظت الهی آشتی میدهد..