جایگاه عدالت ترمیمی در جرایم علیه حاکمیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز

2 دانشیار گروه حقوق دانشگاه تبریز

3 دانشیار گروه حقوق دانشگاه تبریز

doi
10.22124/jol.2019.10682.1541
چکیده

جرائم علیه حاکمیت جرایمی هستند که متوجه خود حکومت بوده و معمولاً آسیب اصلی ناشی از ارتکاب آن‌ها، امنیت جامعه را تهدید می‌کند. برخورد حقوق کیفری سنتی با این جرائم برخوردی سرکوب گرانه و طردکننده بوده و بزهکار چنین جرایمی موجودی خطرناک و دشمن جامعه تلقی می‌گردد. اما پرسش مطرح در این نوشتار این است که آیا برخلاف ایده مرسوم سنتی، می‌توان از عدالت ترمیمی در این جرائم سخن گفت و میانجی گری و جبران خسارت را جایگزین انتقام و حذف بزهکار نمود؟ با توجه به اینکه بزه دیده این جرائم «حکومت» و موضوع این جرائم «امنیت» است و در برخی موارد بزهکاران چنین جرایمی قصد اصلاح حاکمیت را دارند، به نظر می‌رسد در چنین جرایمی بتوان زمینه‌هایی برای راهکارهای صلح مدار و واکنش‌های ترمیمی از طریق مذاکره و صلح یافت تا بزهکار بتواند جبران خسارت و اعاده وضع سابق کند و برای همیشه طرد نشود. بر این اساس، مقاله حاضر درصدد امکان سنجی آموزه‌های عدالت ترمیمی در جرائم علیه حاکمیت با تاکید بر حقوق کیفری ایران و فقه اسلامی است.