جهان نگری و قهرمان مسأله دار در رمان«الثلج یأتی من النافذة» از منظر ساختارگرایی لوسین گلدمن و تبیین ابعاد ژئوپلیتیک آن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی گروه زبان و ادبیات عربی، واحد آبادان، دانشگاه آزاداسلامی، آبادان، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، واحد آبادان، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، واحد آبادان، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران

doi
10.22034/jgeoq.2023.233404.2907
چکیده

این مفهوم، قهرمان مسئله‌دار نخستین بار در سده ی بیستم توسط گئورگ لوکاچ منتقد مجارستانی مطرح و با لوسین گلدمن منتقد رومانیایی به شیوه ای کاربردی قوام یافت. از نظر این دو نظریه پرداز، تقابل ساختار ادبی و اجتماعی، ادبیات را ابزار پاسخگویی به مسائل اجتماعی ساخته است. نویسنده رمان ها‌ی ‌رئالیسی، قهرمان خود را از محیط دلخواه خویش بر می گزیند و نماینده ی همنوعان جامعه ی محل زندگی خود می کند. «قهرمان مسئله دار» در پی ارزش های کیفی و اصیل انسانی در دنیایی تباه برآمده و با انتقاد از جامعه به حاشیه رانده می شود. هدف مقاله حاضر که بر روش توصیفی تحلیلی استوار است بیان جهان نگری «قهرمان مسئله دار» در رمان «الثلج یأتی من النافذة» اثر حنا مینة و عوامل مؤثر در آفرینش این نوع قهرمان است؛ از آنجا که پرداختن به داستان از بُعد جامعه شناختی و با رویکرد تبیین مسائلی همچون «قهرمان مسئله» دار یکی از انواع نقد بینارشته ای تلقی می شود، پژوهش در آثار حنا مینة را که تاکنون از این منظر مورد واکاوی قرار نگرفته است، ضروری می سازد. دستاورد این مقاله حاکی از آن است که فیّاض ، با شـاخـصـه هایی مانند تلاش برای اصلاح مفاسد اجتماعی‌، احیای ارزش های راستین به عنوان یک «قهرمان مسئله دار» به طرز بارزی جلوه گری می کند. سعی «قهرمان مسئله دار» برای احـیـای ارزش هـای تباه شده ی جامعه چون ایستادگی در برابر توطئه های دشمنان بی نتیجه می ماند، و با قرار گرفتن در حاشیه جامعه محکوم به شکست می شود.