تاریخگذاری روایت «سبعة أحرف» بر اساس روش تحلیل ترکیبی إسناد-متن
نویسندگان
1 استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تهران
2 نویسنده مسئول، دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اراک،
doi
10.22034/qer.2025.18877.1261چکیده
هدف: روایت «سبعة أحرف» یکی از مهمترین مباحث تاریخ قرآن است که به نزول قرآن بر هفت حرف اشاره دارد. این روایت، به دلیل تحریرهای گوناگون، تفاسیر مختلفی یافته و گاه به شبهۀ تحریف قرآن دامن زده است. هدف پژوهش حاضر، تاریخگذاری روایت «سبعة أحرف» با بهرهگیری از روش تحلیلی و ترکیبی إسناد-متن در منابع فریقین است.روش: تحقیق حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و روش تاریخگذاری ترکیبی انجام شده است. بدین صورت که ابتدا تحریرهای مختلف روایت گردآوری و شبکه إسناد آن ترسیم شد، سپس محتوای متن تحلیل گردید و در نهایت دادههای سندی به تحلیل متنی افزوده شد تا سیر تاریخی روایت بازسازی شود.یافتهها: بررسیها نشان میدهد که روایت «سبعة أحرف» در منابع اهل سنت بسامد بیشتری دارد و در منابع اولیه شیعه حضور ندارد، مگر در آثار شیخ صدوق که خود با باورهای کلامی او تعارض دارد. بیشتر این روایات فاقد حلقه مشترک اصلیاند و تنها در ماجرای اختلاف قرائت عمر و هشام بن حکیم در سورۀ فرقان، حلقۀ مشترک اصلی (ابن شهاب زهری) و حلقههای مشترک فرعی (مالک بن انس، لیث) مشاهده میشود. افزون بر این، برخی تحریرها دلالت دارند که مقصود از «هفت حرف» ناظر به حوزه معنا و تفسیر قرآن بوده است، نه اختلاف قرائات اصطلاحی.نتیجهگیری: تحلیل ترکیبی إسناد-متن نشان میدهد که روایت «سبعة أحرف» با مسئلۀ اختلاف قرائات سبعه ارتباطی ندارد و بیشتر ناشی از عوامل زبانی و لهجهای بوده است. تاریخگذاری بیرونی این روایات آنها را به سالهای پایانی حیات پیامبرa منسوب میسازد، اما واکنشهای شدید صحابه در برابر اختلاف قرائت نشان میدهد که پدیدۀ قرائات به معنای مصطلح، در صدر اسلام وجود نداشته است.