تحلیل نقش بازساخت سیاسی فضا در توسعة شهر اردبیل
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی تهران، ایران
4 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22111/gdij.2024.48951.3655چکیده
در نظامهای دیوانسالار و سیستمهای مدیریتی متمرکز، دولت نقش برجستهای در بازساخت سیاسی فضا و توسعه دارد. این نقش در مورد شهرهایی که ارتقای مرتبه مییابند بیشتر مشهود است. هدف این پژوهش واکاوی تأثیرات ارتقای شهر اردبیل به مرکز استان بر جهات و جوانب مختلف رشد و توسعة این شهر در سالهای پس از سال 1372 است. روش پژوهش، تحلیلی- توصیفی و دادههای مورد تحلیل، اسنادی و آماری است و از منابعی چون سالنامههای آماری استخراج شده و یا از مراجع معتبر دریافت گردیدهاند. تجزیهوتحلیل دادهها و اطلاعات، با استفاده از امکانات محاسباتی، ترسیمی و تحلیلی نرمافزارهای «SPSS»، «GIS» و بهکارگیری مدلهای آمار توصیفی، انجام شده است. مدل «آنتروپی شانون» نیز برای تعیین فرم رشد شهری بهکار رفته است. یافتهها نشاندادند که پس از ارتقای مرتبة شهر اردبیل به مرکز استان، شاخصهای توسعة اجتماعی و فرهنگی مانند: تعداد مراکز مالی، فرهنگی، آموزشی، درمانی، قضایی، تعداد دستگاههای دولتی، کارمندان دولت و مشاغل بخش خدمات، بهسرعت رشد یافتهاند. تغییر کاربریها به نفع کاربریهای اداری، تجاری، آموزشی و انتظامی روی دیگری از توسعة شهر متأثر از ارتقای مرتبة آن بوده است. همچنین در یک دورة 15 ساله پس از تبدیلشدن به مرکز استان، به اندازه تمامی سالهای پیشین بر وسعت شهر اضافه شده و این رشد بیشتر بهصورت پراکندهرویی بوده است. بر خلاف روال معمول کشور، رشد جمعیتی این شهر پس از سال 1375 نهتنها ملایمتر نشده بلکه دوباره افزایش یافته است. برای جلوگیری از پیامدهای منفی بازساخت فضا در ارتباط با ارتقای مرتبة اداری-سیاسی شهرها، اعمال رویههای شهر هوشمند، واگذاری اختیارات به سطوح مدیریتی پایین و توجه به آمایش ملی و منطقهای فضا از جمله پیشنهادهای تحقیق میباشند.