تحلیل الزامات مهارتی برای توسعة کشاورزی و موانع آموزش آن مورد مطالعه: نواحی روستایی شهرستان فاریاب
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 کارشناسی ارشد گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22111/gdij.2024.47506.3605چکیده
توسعة کشاورزی از ضرورتهای بنیادین تحول در فضاهای جغرافیایی است که در گرو اقدامات اساسی از جمله بهبود و روزآمد نمودن آموزش و مهارتها است. آشنایی با موانع ارائة آموزشهای مهارتی بخش کشاورزی هر ناحیة جغرافیایی، میتواند در زمینة بهرهوری عوامل تولید، نقش مهمی را ایفا نماید؛ مسئلهای که در این پژوهش در بستر جغرافیایی شهرستان فاریاب استان کرمان به آن پرداخته شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بهلحاظ ماهیت توصیفی– تحلیلی است. جامعة آماری با توجه به موضوع تحقیق در دو گروه مشتمل بر گروه اول؛ کارشناسان و خبرگان بخش کشاورزی و گروه دوم؛ بهرهبرداران کشاورزی در روستاهای شهرستان فاریاب بوده است. با توجه به بالا بودن حجم روستاها در شهرستان فاریاب، روستاهای بالای 100 خانوار انتخاب شد. تعداد کل جامعة آماری در گروه بهرهبرداران کشاورزی 5109 خانوار بوده است که از این تعداد با کمک فرمول کوکران 357 خانوار بهعنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج تحقیق نشانداد که در فعالیتهای باغداری، ضریب نفوذ آموزشهای مهارتی بهترتیب مربوط به دهستانهای گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور میباشد. در فعالیت دامداری، ضریب نفوذ آموزشهای مهارتی بهترتیب مربوط به دهستانهای گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور و در فعالیتهای زراعی نیز ضریب نفوذ آموزشهای مهارتی بهترتیب مربوط به دهستانهای گلاشگرد، مهروئیه، زهمکان و حور میباشد. همچنین موانع موجود در دستیابی به مهارتهای کشاورزی به موانع فردی، اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی و مکانی تقسیمبندی شد و برای ارزیابی هر یک از این موانع، گویههایی ملاک ارزیابی قرار گرفت. بهطور کلی میتوان گفت باتوجه به معناداری موانع فردی با ضریب مسیر 999/0، موانع اجتماعی با ضریب مسیر 612/0 ، موانع اقتصادی با ضریب مسیر 001/1 و موانع زیرساختی و مکانی با ضریب مسیر 898/0 بر آموزشهای مهارتی کشاورزان تأثیرگذار بودهاند.