عناصر فرهنگ و کنش‌های عامیانه در داستان نویسان زن معاصر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی

2 استاد پژوهشگاه علوم انسانی

doi
10.22059/jwica.2016.59112
چکیده

یکی از مضامین مهم ادبیات داستانی معاصر، انعکاس فرهنگ مردم است و از آنجا که انسان و زندگی و اندیشۀ او جزء لاینفک داستان است، پیوستگی فرهنگ مردم با انسان هم به این قالب ادبی راه یافته است. بخشی از این فرهنگ، مثل آداب و رسوم اجتماعی، مذهبی، پزشکی و خرافی است و بخشی دیگر شامل زبان محاوره و گویش‌های محلی، اشعار و ترانه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و بازی‌هاست. نویسندگان زن معاصر نویسندگانی هستند که به فرهنگ مردم توجه خاصی داشته‌اند. آثار آن‌ها از سویی عرصۀ به تصویر کشیدن رابطۀ انسان‌ها با این فرهنگ است که نشان می‌دهد استفادۀ بجا یا نابجا از این فرهنگ در پرورش و زندگی انسان‌ها در جامعۀ داستانی تا حدودی در جامعۀ واقعی ریشه دارد و از سوی دیگر، آشکار می‌شود که گاهی این مضامین، نقابی است بر اندیشه و نیّت پنهانی و درونی نویسنده که به او کمک می‌کند شیوۀ هنرمندانه‌تر و گاهی پیچیده‌تری در خلق اثر داشته باشد. البته با توجه به جنسیت و بینش نویسنده و زمان و مکان وقوع حادثه، نحوۀ انعکاس این مضامین گاهی متفاوت یا همانند می‌شود و از این منظر هم قابل بررسی است.