تأثیر تقسیمات سیاسی فضا بر وضعیت عدالت فضایی در استان لرستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22111/gdij.2024.41693.3385چکیده
سازماندهی سیاسی بهعنوان فرآیند تقسیم سرزمین توسط حکومت، با مرزهای محدود و در راستای کنترل و ادارة سرزمین در قالب تقسیمات کشوری انجام میشود. حکومتها برای ادارة بهتر سرزمین، تسهیل در خدمترسانی و دستیابی به عدالت فضایی و توسعة آن، نیازمند تقسیمبندی سیاسی فضا هستند. تقسیمات کشوری در ایران ریشة تاریخی دارد، در سالهای اخیر متأثر از انگیزههای سیاسی و نیاز به توسعه، شاهد افزایش تقاضا درخصوص تقسیمبندیهای جدید کشوری در قالب ارتقاء، الحاق و انتزاع هستیم. استان لرستان، یکی از استانهای غربی کشور است که به دلایلی مانند: عدم توزیع هماهنگ امکانات، خدمات و منابع بهعنوان استانی کمتر توسعهیافته و کمبرخوردار شناخته میشود. بنابرتقسیمات کشوری، این استان در سال 1370 مشتمل بر6 شهرستان، ۲۰ بخش و ۸۰ دهستان بوده اما در سال ۱۳۹۵ به ۱۱ شهرستان، 31بخش و 87 دهستان رسیدهاست. این روند نشان میدهد که در طی ۲۵ سال گذشته، سطوح تقسیمات کشوری استان به ارتقاء تمایل بیشتر نشانداده است. پژوهش حاضر، بهروش توصیفی-تحلیلی و ماهیّت کاربردی، با استفاده از تکنیک «ویکور» و در چهارچوب رویکرد عدالت فضایی، درپی بررسی چگونگی اثرگذاری تقسیمات سیاسی کشوری بر عدالت فضایی در استان لرستان است؛ بنابراین، این تحقیق در پی پاسخگویی به این سوالات است که: تقسیمات کشوری در استان لرستان، چه تأثیری بر عدالت فضایی استان داشته؟ و آیا با ایجاد ۵ شهرستان جدید، وضعیت شهرستانها در مؤلفههای بهداشتی، اقتصادی و کالبدی بهبود پیدا کرده است یا خیر؟ یافتههای پژوهش حاکی از آن است که وضعیت عدالت فضایی 50 درصد از شهرستانهای استان در سال 1370، بسیار پایینتر از میانگین استانی قرارداشته و این میزان در سال 1395، به 63 درصد رسیدهاست؛ از اینرو میتوان نتیجه گرفت که افزایش سطوح تقسیمات کشوری، تأثیر مطلوبی بر بهبود وضعیت شاخصهای عدالت فضایی و توزیع عادلانة مؤلفههای بهداشتی، اقتصادی و کالبدی– زیربنایی در استان لرستان نداشتهاست.