شناسایی و تبیین پیشران‌های کلیدی روستای خلاق در قلمرو نظریه غیربازنمایی مورد‌مطالعه: دهستان اوجان غربی در شهرستان بستان‌آباد

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، محقق پسادکتری INSF، تبریز، ایران

3 دانشیار گروه ترویج و توسعه روستایی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22111/gdij.2024.43248.3433
چکیده

نظریه غیربازنمایی منجر به توسعه رویکردی جایگزین برای تصور، عمل و تولید دانش جغرافیایی شده و بر جغرافیای روستایی تأثیر گذاشته‌ است. این نظریه به‌ویژه با اشتغال مرتبط بوده و ایجاد شغل جایگزین برای حفظ جمعیت و درآمد در مناطق روستایی را نوید می‌دهد. در این راستا رهیافت روستای خلاق به‌عنوان مفهومی تازه است که می‌تواند در فضای پسامدرن در ایجاد اشتغال و تأمین نیازهای روستایی و مقابله با انزوای آن مدنظر باشد. بر این اساس در تحقیق حاضر پس از کشف ایده، فکر جدید و ذهن خلاق در راستای رهیافت روستای خلاق در دهستان اوجان غربی در شهرستان بستان‌آباد، پیشران‌های کلیدی روستای خلاق در قلمرو نظریه غیربازنمایی شناسایی شد. استفاده توأمان از دو روش کیفی و کمی یعنی پدیدارشناسی و آینده‌نگاری در قالب روش تحقیق آمیخته به شیوه توسعه ابزار، روش به‌کاررفته در تحقیق حاضر است که ازلحاظ ماهیت، تحلیلی- ساختاری و از نظر هدف، کاربردی است. تعداد 18 مورد ایده و فکر جدید و خلاق کشف گردید؛ سپس تعداد 9 پیشران کلیدی در راستای ارکان، زیرساخت‌ها و شاخص‌های رهیافت روستای خلاق شناسایی شد. بر اساس نتایج تحقیق، روستاهای خلاق جامعه مورد‌مطالعه، فضایی متشکل از پیشران‌ها و سازندهای مؤثر با تکیه بر «رهبری» آینده‌نگر و با تفکری چندبعدی و واگرا همراه با قدرت نفوذ در جامعه محلی هستند که بعد عینی «مشارکت» اجتماعی (شبکه تعاملات اجتماعی) به‌عنوان اولین و اصلی‌ترین شرط بر آن‌ها حاکم بوده و «انعطاف‌پذیری» لازم را در توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل (همدلی) دارند؛ بستر لازم برای «ابتکار» و نوآوری در مسیر کارآفرینی و فرایند تولید ایده‌های نو مهیا بوده و در کنار تمام این مسائل، قدرت «خطرپذیری» را در انواع سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر دارند.