تحلیل ساختاری فقر شهری با رویکرد آیندهنگاری در بافتهای ناکارآمد کلانشهر اهواز
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استاد گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز ،ایران
3 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دکترای جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22111/gdij.2024.8169چکیده
با توجه به پیچیدگیها و عدمقطعیتهایی که شهر قرن بیست و یکمی امروزه با آن روبهروست، تحلیل ساختاری بافتهای شهری و در این مقاله بافتهای حاشیهای ناکارآمد شهر اهواز بهعنوان نمودهای فقر شهری میتواند در بهبود وضعیت کل سیستم و ارتقای کیفی آن، هم برای برنامهریزان و مدیران شهری و هم برای ساکنان در آینده سودمند باشد؛ بنابرابن هدف مقالۀ حاضر تحلیل ساختاری و شناخت عوامل کلیدی و استراتژیک سیستم فقر شهری بافتهای حاشیهای ناکارآمد کلانشهر اهواز است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش، با رویکرد آیندهنگاری، اکتشافی توصیفی- تحلیلی است. برای مشخصکردن متغیرهای کلیدی (پیشرانهای استراتژیک) سیستم فقر شهری، آثار متقابل متغیرها توسط 35 کارشناس خبره در قالب ماتریس 49*49 برآورد و از طریق نرمافزار میکمک تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان میدهند که بهعلت کمبود متغیرهای تأثیرگذار، وضعیت سیستم فقر در محلات هدف، ناپایدار است. همچنین 9 پیشران استراتژیک قابلشناسایی هستند: 1- پایینبودن نرخ اجارهبها، 2- نرخ بیکاری، 3- بارتکفل واقعی، 4- بُعد خانوار، 5- نسبت کاربری تجاری به کل کاربریها در محله، 6- نرخ برخورداری از خدمات و امکانات عمومی،7- نرخ برخورداری از تأسیسات بهداشتی درمانی، 8- تحصیلات سرپرست خانوار، 9- مساحت منزل مسکونی (ریزدانگی). همچنین برای تسهیل و تسریع در اجرای بیشترین حجم از مهمترین اقدامات آتی، کلی و عمومی، اصلاح ساختارهای فقر شهری، ارتقا و بهبود وضعیت سیستم عمومی فقر در سه حوزۀ اقتصادی، اجتماعی و کالبدی- محیطی مذکور و همچنین هماهنگی بیشتر در مناسبات میاننهادی مدیریت شهری در محلات هدف، راهبرد ایجاد مرکز/نهاد توسعۀ محله با محوریت شبکهسازی برای بازآفرینی پایدار شهری اجتماعمحور برای کارآفرینی و توانمندسازی؛ ایجاد تراکمهای متعادل در سطح محلهها، کاهش آسیبهای اجتماعی، احیای منزلت اجتماعی محلهها و نوسازی و بهسازی بافت پیشنهاد میشود.