رابطه سعادت و فضیلت از دیدگاه ارسطو و فارابی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانش آموختة کارشناسی ارشد کلام اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/coth.2016.20772چکیده
تبیین مسئله سعادت و فضیلت در نظام فکری ارسطو، بهعنوان معلم اول و فارابی، بهعنوان معلم ثانی، گرهگشای مهمترین مسائل حکمت عملی، یعنی اخلاق و سیاست بوده است. مسئلة اساسی این نوشتار بیان رابطة فضیلت و سعادت است. بهکاربردن عنوان کمال اول به فضیلت و کمال ثانی به سعادت و بهدستآوردن سعادت ازطریق فضیلت بر مبنای رعایت حدوسط، در نگرش این دو فیلسوف مشایی بهترین رابطة لحاظشده این دو مسئله است. ازطرفی بهکارگیری طرح مدینه فاضلة فارابی و تأکید بر آن به این دلیل بوده است که تحقق سعادت فردی، منوط به سعادت اجتماع است و این مسئله را بیان میکند که فارابی در نظام اجتماعی هم، بهصورت کامل، سعادت را به کار برده است. هر دو، فضیلت را برحسب جنس، ملکه و برحسب نوع، حدوسط میدانستند. با وجود این اشتراکات، اختلافاتی در دیدگاه این دو فیلسوف وجود دارد که مهمترین آنها تفاوت در نگرش این دو متفکر بوده است. ارسطو سعادت را مسئلهای اخلاقی و نه دینی دانسته است؛ ولی فارابی سعادت را مسئله دینی و اخلاقی قلمداد کرده و اساس هستیشناسی خود را بر مبنای توحید بنا نهاده است. نقطه افتراق دیگر این دو فیلسوف در تحقق سعادت است که ارسطو سعادت را به این دنیا محدود میداند؛ ولی فارابی علاوه بر سعادت دنیوی به سعادت قصوی معتقد است که همان قرب به کمال خداوند است و در این دنیا محقق و حاصل نمیشود. فارابی با این تفکر به سعادت، جنبه و حیثیتی عرفانی بخشیده است. علاوه بر این در مشهورترین تقسیم فضیلت که مشترک بین ارسطو و فارابی است، ارسطو بر نقش فضایل عقلانی در بهدستآوردن سعادت اعتقاد داشته است؛ اما فارابی، هرچند سعادت را در گرو کسب فضایل دانسته است، درعینحال مهمترین نقش را به فضایل اخلاقی داده است و به سعادت اجتماعی در قالب مدینة فاضله توجه بیشتری کرده است.