تلاقی اندیشه های جرم شناختی ِ «بازپروری» و «ناتوان سازی» در قانون مجازات اسلامی 92

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده حقوق پردیس فارابی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم شناسی پردیس فارابی دانشگاه تهران

doi
10.22124/jol.2017.2290
چکیده

«جرم­شناسیِ حقوق کیفری» به­عنوان یکی از مهیج­ترین حوزه­های مطالعاتیِ علوم جنایی، چند صباحی است مورد توجه برخی از جرم شناسان قرار گرفته است. این جرم شناسان تلاش می­کنند بعد از درکِ میزان اثرگذاری دستاوردهای جرم شناسی در قوانین جزایی، کارآیی آن­ها را بررسی نموده و با آسیب شناسیِ مناسب، پیشنهادهای اصلاح کننده­ای را بیان نمایند. در همین راستا یکی از مهمترین مباحث قابل طرح، بررسی چگونگی بازتابِ اندیشه­های «بازپروری» و «ناتوان سازی» در قانون مجازات اسلامی 92 می­باشد، چرا که به نظر می­رسد «بازپروری» سیاستی متناسب با شخصیت «مجرمین اتفاقی» بوده، حال آنکه «ناتوان سازی» ابزاری مناسب برای حذف و یا دور نگه داشتن «مجرمین مزمن» از سطح جامعه به حساب می­آید. در این میان، پیش بینی نهادهای تفرید قضاییِ جدید همچون «تعویق صدور حکم»، «معافیت قضایی از کیفر» و «توبه» برای مجرمین اتفاقی و تدابیر ناتوان کننده­ای همانند محروم ساختن مجرمین دارای سابقه کیفری موثر از بسیاری از نهادهای فوق، قانون مجازات اسلامی 92 را به فضایی مناسب برای تلاقی اندیشه «بازپروری» و «ناتوان سازی» مبدل کرده است، اندیشه­هایی که در مجموع ابزارهای تحققِ «اصل فردی کردن مجازات» به حساب می­آیند