تأثیر الگوی مدیریت بحران هستهای دولت احمدینژاد بر سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران در آسیای جنوب غربی با محوریت تقابل ژئوپلیتیکی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استاد، گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 استاد علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل.
doi
10.22034/jgeoq.2023.246822.2702چکیده
بیشک، موضوع هستهای ایران یکی از مهمترین موضوعات تاریخ سیاست خارجی بوده که اهمیت آن در دهة اخیر باعث شد تا دو عرصة سیاست داخلی و خارجی ایران تحت تأثیرش قرار بگیرند. شروع بحران هستهای از بیانیة سعدآباد تا برجام، راهبردهای متعددی را برای نخبگان ایران بر جای گذاشت و این دوران را باید در یک سیر مرتبط با محیطهای منطقهای مورد ارزیابی قرار داد. بر این اساس این نوشتار با روش توصیفی –تحلیلی بر اساس مطالعات کتابخانهای و پیگیری رسانههای جمعی درصدد است با بررسی الگوی مدیریت بحران هستهای در دولت محمود احمدینژاد بر سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی در آسیای جنوب غربی را مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که دولت محمود احمدینژاد اتخاذ سیاست تقابلی در مسئله هستهای بیشتر از آنکه تابع جریانات و الگوهای رفتاری حاکم بر نظام جهانی و واقعیات ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران باشد ناشی از باورها و آرمانهای شخصی جریان حاکم بود با توجه به حساسیتهای پیشآمده در پی مدیریت بحران هستهای، سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی نیز با چالشهای اساسی مواجه شد.