تحلیل جهان دوگانه در نگارۀ روز داوریِ فالنامۀ دِرِسدن بر اساس تئوری گروتسک هارفام

نویسندگان

1 گروه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی قم، قم، ایران.

doi
10.22070/negareh.2024.19173.3385
چکیده

مقدمه: در جهانی که امکان ترکیب و هم­جواری عناصر ناسازگار وجود نداشته باشد، گروتسک خلق می­‌شود تا انسان را به جهان خود بکشاند و هنگامی‌که این امر ممکن می‌گردد، می‌توان هم جنبه‌های تاریک کابوس‌گونه و هم وجوه سرخوشانه را در کنار یکدیگر معنا بخشید. از میان نظریه­‌های مطرح گروتسک، نظریۀ جفری گالت هارفام به جنبۀ ترس‌آوری گروتسک توجه دارد و درعین‌حال، وجه خنده‌­آوری آن را نیز نادیده ­نمی‌گیرد. از دیدگاه او، گروتسک فضایی دوگانه ایجاد می­‌کند و تنها راه مواجهه با این وضعیت بغرنج دوگانه، ایجاد ساختاری است که در آن دوگانگی‌­های موجود در بیان یک معنای واحد، به‌عنوان هنجار تلقی شوند. نگارۀ روز داوری که در فالنامۀ طهماسبی، نسخۀ دِرِسدن در دورۀ صفوی تصویر شده، ترکیبی از هم­جواری عناصر متضاد دوگانۀ خیر و شر است که در یک ساختار منسجم، ازنظر صورت و محتوا متناقض­ به نظر می‌­رسند.اهداف و سؤال‌ها: پژوهش حاضر باهدف تحلیل جهان دوگانه در نگارۀ روز داوریِ فالنامۀ دِرِسدن بر اساس نظریۀ گروتسک هارفام، در پی پاسخ به این سؤالات است که نخست، گروتسک در نگارۀ روز داوری چگونه نمود یافته است؟ و دیگر این‌که جهان دوگانه تصویر شده در این نگاره چگونه با نظریۀ گروتسک هارفام قابل تطبیق است؟روش‌ها: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با رویکرد کیفی است و اطلاعات آن از طریق منابع کتابخانه­­‌ای و اسنادی گردآوری‌شده است.یافته‌ها و نتایج: یافته‌­ها نشان می­‌دهد گروتسک در نگارۀ روز داوری بر اساس نظریۀ هارفام در سه فضای متفاوت دوزخ، برزخ و بهشت با عناصری همچون گناهکاران، نگهبان دوزخ، آتش، مسخ، تابوت، کفن‌­پوشان، اژدها و شیطان نشان داده‌شده است. همچنین تقابل میان عناصر گروتسکی تصویر شده در نگارۀ به خلق جهانی دوگانه انجامیده است؛ به‌گونه‌ای که در تصویر بهشت، برزخ و دوزخ، نه‌تنها ناهنجار نیست، بلکه با ایجاد هم‌زمان حس ترس و طنز در مخاطب، به درک بهتر مفهوم نگاره منجر شده و معنایی واحد را پدیده آورده است.