شناسایی عوامل مؤثر بر نارسایی‌های سیاست‌گذاری توسعۀ روستایی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار، گروه برنامه‌ریزی شهری و روستایی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیاو برنامه‌ریزی روستایی، دانشکده علوم اجتماعی ، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22111/gdij.2023.44289.3475
چکیده

   برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای دستیابی به توسعه باید مکان‌محور و مردم‌محور باشد؛ اما طراحی برنامه‌های توسعۀ متعارف جهان، خودمحور و ناآگاهانه است که بعضاً نخبگان و برنامه‌ریزان را به سوی تحقق منافع شخصی می‌برد. با وجود سابقۀ دیرینۀ برنامه‌ریزی روستایی در جهان، توسعۀ نامتوازن و نابرابر کاملاً مشهود است. راهکار رفع ناپایداری و عدم تعادل‌های منطقه‌ای بررسی علل و رفع آن است. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نارسایی‌های سیاست‌گذاری توسعۀ روستایی در ایران انجام گرفته که از نظر هدف کاربردی بوده و گردآوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است. عوامل مورد نظر گردآوری‌شده و مصاحبه با خبرگان و متخصصان با نمونه‌گیری هدفمند انجام و سپس با استفاده از مدل ساختاری تفسیری روابط پیچیده بین مؤلفه‌های سیستم بررسی شد. نهایتاً با بهره‌گیری از تحلیل  MICMACنوع مؤلفه‌ها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر مؤلفه‌ها مشخص شد. نتایج نشان داد که مؤلفه‌های اثرگذار عدم بهره‌مندی از الگوی حکمروایی خوب برای دستیابی به توسعۀ پایدار، غلبۀ نظام برنامه‌ریزی روستایی متمرکز و نظام نظارت و ارزشیابی متمرکز و ناکارآمد و مداخلۀ مستقیم دولت و عدم‌پذیرش نقش ناظر و تسهیلگربودن، با قدرت نفوذ 17، 16 و 16، در سطح ششم قرار گرفته‌اند. این مؤلفه‌ها به‌دلیل تأثیرگذاری زیاد، به‌عنوان زیربنا و بستر مدل عمل می‌کنند و درجهت اصلاح ساختار سیاست‌گذاری توسعۀ روستایی ایران باید روی این عوامل تأکید کرد. عدم‌توانایی سیاست‌های توسعۀ روستایی در ارتقای ارزش افزوده و بهره‌وری مورد انتظار در بخش کشاورزی، عدم‌توجه به شاخص ظرفیت‌های محیطی و ردپای اکولوژیکی در سیاست‌گذاری توسعۀ روستایی و عدم ظرفیت‌سازی و توانمندسازی محیطی (حفظ منابع آب و خاک، ترویج کشاورزی پایدار)، مؤلفه‌های اثرپذیر و با قدرت نفوذ 3، 3 و 4 هستند.