بررسی امکانِ جمع بین مبانی معرفتی قرآن و اصول هرمنوتیک فلسفی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه پیام نور، ایران

2 دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی (گرایش قرآن و متون اسلامی)، دانشگاه پیام نور، ایران

doi
10.22108/coth.2016.20765
چکیده

قرآن به عنوان پیام الهی، وقتی هدایت بخش و سعادت آفرین است که به درستی فهمیده شود و در محور زندگی قرار بگیرد. فهم قرآن، مبانی و زیرساخت‌های اعتقادی خاصی دارد که پذیرفته‌شده همۀ فرق اسلامی است و مهم‌ترین آنها عبارتند از: وحیانیّت، مبتنی بر عقل و فطرت، معرفتبخشی و واقعی بودن، حکیمانه بودن، هدایتگری، درخور فهم بودن و... که تشکیک در هر یک از این مبانی، اعتبار قرآن را مخدوش می‌کند. مبانی هرمنوتیک فلسفی عبارتند از: محوریّت مفسّر، دیالکتیک در فهم، اتفاقی بودن فهم، غیرِ روشمند و منطق گریزی فهم، تاریخمندی فهم و نقش اساسی پیش فرض‌ها در به‌دست‌آمدن فهم. برون داد این مبانی عبارتند از: بی توجهی به ارادۀ مؤلّف، نبود معیار برای فهم درست، ناممکن بودن فهم ثابت و عینی، توجیه قرائت‌های مختلف از متن واحد، شکاکیّت، نسبیّت و پلورالیسم در فهم. نگارنده در مقاله اعتقاد دارد که اصول و مبانی هرمنوتیک فلسفی با مبانی فهم قرآن در تقابل جدّی هستند و امکان جمع بین آنها وجود ندارد. کسانی که تلاش می‌کنند بین مبانی فهم قرآن با هرمنوتیک فلسفی هماهنگی ایجاد کنند، در عمل چاره‌ای جز توجیه و تأویل مبانی قرآن در راستای نتایج هرمنوتیک فلسفی نخواهند داشت.