نقش مداخل در آثار هنری عصر زندیه به‌مثابه فورژری بافته‌های ایل قشقایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.

doi
10.22070/negareh.2023.18053.3262
چکیده

مقدمه: نقوش به‌کاررفته بر پیکرۀ آثار هنری هر دوره‌، افزون بر بُعد تزئینی، وجهی معنایی نیز دارند. نقش «مداخل» در بسیاری از دست‌ساخته‌های عصر زندیه مشاهده می‌شود. تکرار چشمگیر این نقش در آثار گوناگون زندیه توجه برانگیز است و امری عادی به نظر نمی‌رسد. از نیمۀ دوم سدۀ دوازدهم هجری، آثار هنری اندکی را می‌توان یافت که فاقد نقش «مداخل» باشند؛ ازاین‌رو، همانند دیگر نقوش هنری، مبانی نظری مشخصی در شکل‌گیری و فراوانی این نقش مؤثر بوده است. از سوی دیگر، نقش «مداخل» از دیرباز یکی از حاشیه‌‌های پرتکرار در تولیدات دستی ایل قشقایی به شمار می‌آید.اهداف و سؤال‌ها: هدف اصلی پژوهش حاضر، درک مفهوم نقش «مداخل» و تحلیل چرایی حضور مکرر آن در بیش‌متن آثار هنری دورۀ زندیه با اتکا بر پیش‌متن بافته‌های قشقایی است؛ زیرا بخش عمده‌ای از بافته‌های ایل قشقایی نیز واجد این نقش‌اند. بر این اساس و با مفروض دانستن ارتباط فرهنگی میان متون، این گمان تقویت می‌شود که بافته‌های قشقایی به‌منزلة پیش‌متنی بر بیش‌متن آثار هنر زندیه بوده‌اند. در پی این فرضیه‌، پرسش اصلی این است که تحلیل همان‌گونگی، به‌ویژه فورژریِ نقش «مداخل» در هنر زندیه و بافته‌های قشقایی، چگونه قابل تبیین است؟روش‌ها: این پژوهش در زمرة مطالعات کیفی قرار می‌گیرد و داده‌های آن با رویکردی توصیفی- تحلیلی از میان بافته‌های قشقایی و آثار هنری عصر زندیه بررسی شده است. اطلاعات از منابع کتابخانه‌ای گردآوری و آثار موزه‌ای از طریق مشاهده و برداشت‌های دیداری ثبت گردید. نمونه‌گیری از بافته‌های قشقایی و آفرینش‌های هنری زندیه بر اساس دارا بودن نقش «مداخل» مشروط به دسترسی واقعی یا مجازی (برخط) انجام گرفت و درنهایت دوازده نمونه انتخاب شد. در این پژوهش شیوة تجزیه‌وتحلیل داده‌ها کیفی است.یافته‌ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می‌دهد ‌که نقش «مداخل» فراتر از شکل تکرارشونده و همسو با ذائقۀ ایلیاتی زندیان است؛ این نقش نمودگاری از ناخودآگاه جمعی ایلی، نمادی از زمان عرضی، مصداقی از فرهنگ‌پذیری ایل زند از عشایر قشقایی و درنهایت نشانگر سادگی و استحکام به شمار می‌آید.