همگرایی علم نوین و حکمت کهن در تبیین کارکرد قلب
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، - پردیس علوم،دانشکده زیست شناسی
2 شاخه شیمی، فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، تهران، ایران
doi
چکیده
بر اساس شواهد و یافته های علمی قابل تامل و چه بسا غیر قابل انکار، امروزه این باور که قلب دارای نقشهای بسیار گستردهتر و عمیقتر از تلقی سنتی مبنی بر نقش آفزینی آن صرفا به عنوان یک پمپ مکانیکی برای گردش خون است، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. از اینرو در این مقاله، مستند به یافته های علوم تجربی نوین و با همراهی دیدگاه حکمت باستانی، ابعاد کمتر شناخته شده قلب معرفی می شود و در آن به بررسی شواهد چگونگی تاثیر گذاری این عضو حیاتی، بر فرآیندهای عصبی، تصمیمگیری و تنظیم عواطف می پردازیم. این مقاله سعی دارد، فارغ از نقش بیشتر شناخته شده قلب در پمپ کردن خون، با تلفیق یافتههای نوروآناتومی ، نوروفیزیولوژی ، نوروکاردیولوژی و روانفیزیولوژی با حکمت باستانی، ضمن طرح مسئله، تا حد ممکن به نقش قلب به عنوان یک مرکز پیچیده عصبی-ترشحی و هوشیار بپردازد. این همگرایی بین علم و حکمت، ضمن افزودن بر غنای درک ما از نقش تعیینکننده قلب در ارتباط با مغز، در هوش شهودی، رهبری عاطفی و تصمیم گیری، آشکار کننده اهمیت بازبینی، باز تعریف و تعمیم این همگرائی در تامین نگرش واقع بینانه به جهان هستی و ارتقای کارآمدی انسان معاصر در پیشگیری و کنترل بحرانهای معنایی، اخلاقی و زیستمحیطی مبتلابه از رهگذر نظارت و رهبری اخلاقی حکمت در جهت دهی و کاربست یافته های علم نوین و در نتیجه تامین کننده توسعه پایدار جوامع بشری است.