فهم نقشۀ سیاسی از منظر قدرت/ دانش
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
3 استادیار گروه علوم جغرافیایی، دانشگاه لرستان
doi
10.22059/jhgr.2017.55732چکیده
شناخت و فهم ماهیت و معنای بسیاری از پدیدهها، نیازمند گذر از معنای ظاهری و غور در اعماق معنایی آنهاست تا شناخت و درک انسان از آنها تکمیل شود و به شناخت واقعیتری از آنها نزدیک شود. یکی از روشهای شناخت، استفاده از روشهای فرا اثباتگرایانه است. امروزه یکی از روشهای درک و فهم امور و پدیدهها، استفاده از رویکرد «قدرت/ دانش» است که میشل فوکو، اندیشمند فرانسوی، متفکر مطرح در این حوزه شناخته میشود. وی رابطة قدرت و دانش و تأثیرات دوجانبة آنها را در ارتباط با پدیدهها و مفاهیم واکاوی میکند. «نقشه» از پدیدههایی است که شناخت واقعی آن به درک عناصر و عوامل بسیاری نیاز دارد. در نگاه نخست، نقشه بهعنوان یک پدیده، بخشی از یک حوزة جغرافیایی یا کل کرة زمین را ترسیم میکند، اما این تمام معنای نقشه نیست و با واقعیت فاصله دارد. درنتیجه، در این پژوهش برای نخستینبار از دریچة «قدرت/ دانش» با تأکید بر آرای فوکو، بهمعنای نقشه نگاه میشود و رابطة قدرت و نقشه با «روششناسی کیفی» بررسی میشود. نتایج این تحقیق نشان میدهد نقشه، نهتنها ابزار حکومت برای اعمال قدرت و سلطه است، بلکه بهعنوان «بازوی قدرت» به «القا» و «اعمال» قدرت کمک میکند. نقشه در چرخة تولید قدرت قرار میگیرد و به همان صورتیکه خود تولید و ساختة قدرت است، در بازسازی و تصویرسازی نظام فکری، قدرت تولید واقعیت دارد و فرد به سهولت اطلاعات مندرج در آن را بهعنوان واقعیتهای بازنماییشده باور میکند.