معناداری زمین: روشی معرفت‌‌شناسانه در ژئومورفولوژی شناختی

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیای طبیعی ، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان، ایران

2 پژوهشگر پسادکترا، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22111/gdij.2023.7590
چکیده

معناشناختی از مباحث جدید در زبان‌‌شناختی است که در عصر ما به ‌عنوان یک روش کاربردی گسترش یافت. تفسیر نشانه‌های جغرافیایی که به‌وجودآورندۀ فضا شناخته می‌‌شوند، از جمله قلمرو معنا‌‌شناختی در ژئومورفولوژی شناختی است. اسپیرن (1998) در کتابش «زبان منظر»، ناخواسته معناشناختی را وارد مباحث جغرافیایی کرد. وی «معناداری زمین» را به ‌صورت یک الگوی معرفتی وسیع‌تر از آنچه تاکنون در ژئومورفولوژی متداول بود، در اختیار ما گذاشته است. در این شیوه، چشم‌‌اندازهای جغرافیایی، متنی نانوشته از پدیده‌‌ها هستند که جمله‌‌ها و پاراگراف‌‌هایی در نظر گرفته می‌‌شوند و برای ساکنان خود الگوهای معنایی متعددی را تعریف می‌‌کنند. پژوهش حاضر با روش «تحلیل متن» انجام شد. هدف این پژوهش، مقایسۀ تفاوت دیدگاه تأویلی با دیدگاه رایج (پوزیتیویسمی) در ژئومورفولوژی است؛ از این‌رو برای تحقق این هدف با انتخاب و تحلیل آثار پنج تن از شخصیت‌‌های تأثیرگذار در فلسفه، علوم ‌‌زمین و ژئومورفولوژی به کالبدشکافی فلسفۀ قلمرو نسبت معنا و ماده و تباین آن با علوم تجربی می‌‌پردازد. نتایج حاصل نشان می‌‌دهد:- جغرافیاشناختی با شیوه‌‌های متداول در شناخت‌‌شناسی فعلی، امکان‌پذیر نبوده و این شیوه‌‌ها خود سبب جدایی قلمروهای گوناگون این رشته در عصر ما شده است.- روش‌‌شناختی معناداری زمین، افق‌‌های جدیدی از فهم را برای پژوهشگران جغرافیا به ارمغان می‌‌آورد که با روش‌‌های متداول امکان‌پذیر نیست.- معناداری زمین به ما می‌‌آموزد دمکراتیک‌شدن معرفت و نفی استبداد علمی عصر کنونی، کلید فهم بسیاری از مشکلات امروزی است.