تحلیل پدیدارشناسی فضا بر چیدمانهای مکانمحور رویداد سالانه پرسبوک دهم با عنوان دستکار، مبتنی بر نظریة کریستین نوربرگ شولتز
نویسندگان
1 استادیار، گروه هنر، دانشکده مهندسی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.
doi
10.22070/negareh.2025.19518.3421چکیده
مقدمه: پروژههای مکانمحور، با تمرکز بر چگونگی برقراری ارتباط اثر هنری با فضای پیرامونی و تأثیراتی که فضا بر ذهن مخاطب میگذارد، پاسخی است به نیاز انسان معاصر در ارتباط با مفهوم هنر. ویژگی وابستگی به مکان که یکی از مهمترین شاخصههای پروژههای مکانمحور است، در برخی از آثار ارائهشده در پرسبوک دهم (پروژه دستکار) بهروشنی قابلمشاهده است. آثار این پروژه با چیدمان در فضای یکی از بناهای شاخص معماری اصیل کاشان، بستری ویژه برای تعامل و خلق آثاری در قالب هنر مکانمحور فراهم آوردهاند؛ آثاری که بر ارتباط میان مفاهیم هنری، فرهنگ، اقلیم و ساختار معماری تأکید دارند.اهداف و سؤالها: این پژوهش باهدف بازاندیشی در سنتهای هنرهای ایرانی، با تأکید بر هویت بنای معماری سنتی و اقلیم انجامشده است. در راستای تحقق این هدف و با تمرکز بر ساختار مکان/فضا و چگونگی ایجاد ارتباط میان اثر چیدمانشده و مخاطب/نظارهگر در پرسبوک دهم، سؤالات اصلی پژوهش عبارتاند از: ۱. شاخصههای پدیدارشناسانه چیدمانهای مکانمحور در پرسبوک دهم چیست؟ ۲. بر مبنای نظریة کریستین نوربرگ شولتز، فضا/مکان در چیدمانهای مکانمحور ارائهشده در پرسبوک دهم چگونه پدیدار میشود؟روشها: جستار پیشِرو بهشیوة کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی، با تمرکز بر چیدمانهای مکانمحور در پروژه دستکار و با تکیه بر نظریه کریستین نوربرگ شولتز انجامشده است. اطلاعات از طریق مطالعة کتابخانهای، بررسی منابع تصویری موجود در وبگاه سالانه پرسبوک و نیز مصاحبههای میدانی با کیوریتور پروژه پرسبوک دهم و برخی از هنرمندان شرکتکننده گردآوری شدهاند. تحلیل آثار ارائهشده در این رویداد نیز بهصورت کیفی انجامشده است.یافتهها و نتایج: نتایج پژوهش نشان میدهد که همة آثار چیدمان شده در پرسبوک دهم، بر اساس تعاریف مطرحشده در تاریخ هنر معاصر، واجد تمامی ویژگیهای یک پروژه مکانمحور نیستند. از میان 20 اثر ارائهشده در پروژه دستکار، تنها هشت اثر چیدمانشده در قالب پروژههای مشارکتی در فضاهای مختلف «خانه صاحب» و نیز پروژه تراژدی و چیدمان سرزمین من، قمصر، تمامی شاخصههای پدیدارشناسانه حس مکان بر اساس نظریه شولتز را در برمیگیرند. این آثار کلیة مؤلفههای منشعب از حس و هویت مکان را شامل شده و هنرمندان آنها بهخوبی توانستهاند ارتباط منسجم میان حس فضا/مکان ارائه اثر، مخاطب/نظارهگر و ماهیت هنر مکانمحور برقرار کنند. در مقابل، سایر پروژههای چیدمانشده فاقد تمامی ویژگیهای مؤلفههای موردنظر پژوهش حاضر هستند.