تحلیل چالشهای بهره برداران دهقانی و اثرات آن بر توسعه روستایی با رویکرد معادلات ساختاری (مورد مطالعه: استان زنجان، ایران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22111/gdij.2023.7600چکیده
هدف پژوهش حاضر که با ترکیبی از روشهای توصیفی ـ تحلیلی و علی انجام گرفته است، بررسی چالشهای بهرهبرداران دهقانی و اثرات این چالشها بر توسعه روستایی استان زنجان میباشد. برای گردآوری دادههای مورد نیاز علاوه بر مطالعات اسنادی از شیوه میدانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش بالغ بر75831 بهرهبردار دهقانی واقع در استان زنجان است، با استفاده از فرمول کوکران 340 خانوار به عنوان نمونه آماری برآورد شدهاند. و برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده از آزمونهای مربوطه و نرمافزارهای SPSS،AMOSE, EXCEL وGIS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد چالشهای اقتصادی، مهمترین مشکل بهرهبرداران در استان میباشند و میانگین چالشهایی که بهرهبرداران دهقانی با آن مواجهاند با مقدار 79/3، به صورت معناداری بیشتر از حد متوسط میباشد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد، در بین شهرستانهای استان به لحاظ چالشهای پیشروی بهرهبرداران تفاوت آماری معناداری وجود دارد و شهرستانهای سلطانیه، ایجرود و ماهنشان با میانگین رتبهای967/3، 864/3 و651/3، دارای بیشترین و خدابنده، ابهر و زنجان با میانگین رتبهای 347/3، 429/3 و 481/3 دارای کمترین میزان چالشهای بهرهبرداری دهقانی هستند. همچنین وضعیت کلی توسعه روستایی با میانگین 26/2، به صورت معناداری پایینتر از میانگین مبنا قرار دارد و در میان شاخصهای آن، دو بعد کلیدی مدیریتی و اقتصادی توسعه روستایی در وضعیت نامناسبتری قرار دارند. نتایج مدل نهایی پژوهش در خصوص اثرات چالشهای پیشروی بهرهبرداری دهقانی بر توسعه روستایی که برازش آن به تأیید نهایی رسید نشان داد، چالشهای اجتماعی و محیطی با ضرایب 67/0- و 26/0-، به ترتیب دارای بیشترین و کمترین اثر منفی بر توسعه روستایی بودهاند.